زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٣٤٦ - آراستگى به خوشخويى
حق است ، و پس از پيامبر هيچ انسانى هم چون او قواعد و مايه هاى تربيتى و معارف الهى و انسانى را بيان نكرده است و بايد انصاف داد كه نمونه ى راهنمايى هايش در هيچ يك از فرهنگ هاى بشرى هرچند از مايه هاى معنوى برخوردار باشد يافت نمى شود ، درباره ى حسنات اخلاقى مى فرمايد :
رَأسُ الإيمانِ حُسنُ الخُلقِ وَالتَحلّى بالصِدق[١] .
سر ايمان حسنات اخلاقى و آراستگى به صدق و راستى است .
راستى عجيب است انسان با نماز و روزه و حج و زكات و خمس و صدقه كه وظيفه ى بندگى اوست خداگونه نمى شود ، ولى با آراسته شدن به حسنات اخلاقى در حقيقت جلوه گاه صفات حضرت رب و به تعبير ديگر خداگونه مى شود .
تعبير از حسنات اخلاقى و آراستگى به صدق به سر ايمان تعبير عجيبى است . بدن داراى اسكلتى منظم و دست و پا و شكم و شهوت و خون و گوشت و رگ و پى و عصب و پوست است ، ولى حيات او مرهون سر اوست ، اگر سر را از بدن جدا كنند حياتى باقى نمى ماند ، همين گونه اگر جاى حسنات اخلاقى و صدق و راستى در وجود انسان خالى باشد از ايمان هم خبرى نخواهد بود ، و در نتيجه انسان از انسانيت كه هويت و تشخّص او به آن است محروم مى ماند و به قول قرآن ( كَالأَنْعَام ) مى شود و به قول اميرالمؤمنين(عليه السلام) :
[١] غرر الحكم : ٢٥٤ ، فضيلة حسن الخلق ، حديث ٥٣٦١ ; هداية العلم : ١٨٣ .