زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٢٧٣ - اهل معنى و نبوت
تمام نماى اسما و صفات حضرت محبوبند .
آنان قدمشان قدم عبادت ، و حركتشان در جهت خدمت به خلق ، و زبانشان زبان هدايت ، و گوششان گوش شنيدن حقايق و معارف ، و نيت و فكرشان خدا و آخرت ، و عملشان عمل صالح است ; و اين همه را از بركت توحيد و اتصال به حق و كرنش و فروتنى در برابر معبود يكتا دارند .
آنان به زبان حال و قال به محضر حضرت حبيب عرضه مى دارند :
تن خاك راه دوست كنم حسبى الحبيب ^^^ جان نيز در رهش فكنم حسبى الحبيب
چون عشق در سراى وجودم نزول كرد ^^^ از خويشتن طمع بكنم حسبى الحبيب
دل سوخت چون در آتش سوداى عشق او ^^^ جان هم در آتشش فكنم حسبى الحبيب
چون ناصر من اوست چو منصور مى روم ^^^ خود را به دار عشق زنم حسبى الحبيب
حلاج عشق چون بزند پنبه ى تنم ^^^ بر دست و بازوى كه تنم حسبى الحبيب
مهرش چو ذره ذره كند پيكر مرا ^^^ من در هواش رقص كنم حسبى الحبيب
دل بر كنم چو فيض ز بود و نبود خويش ^^^ بر هرچه راى اوست تنم حسبى الحبيب[١]
اهل معنى و نبوت
دل باختگان به حق ، بصيران عاشق ، عارفان صادق با توجه به حقايق اصيل و دلايل قويم و براهين جلى به اين واقعيت آگاه شدند كه معلمان واقعى و راهنمايان حقيقى و دل سوزان شفيق و مصلحان رفيق و آنان كه خير دنيا و آخرتشان را تضمين مى كنند و خوشبختى و سعادت امروز و فردايشان را تأمين مى نمايند ، پيامبران الهى هستند .
اهل معنى وجودشان را به اين شجره ى طيّبه و درخت ملكوتيّه پيوند زدند
[١] فيض كاشانى ، ديوان شعر ، غزل ٥٧ .