زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٢٥٩ - ٨ ـ گفتار ذكر گونه
٨ ـ گفتار ذكر گونه
پس از خاموشى به جا و سكوت عاقلانه ، نوبت به سخن گفتن در جايى كه بايد سخن گفت مى رسد .
رسول اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) در روايت مورد بحث كه هفت قسمتش در صفحات گذشته توضيح داده شد مى فرمايد : از جمله سفارشات حضرت ربّ العزه به من اين بود كه گفتارم ذكر باشد .
شايد منظور از ذكر در اين سفارش ملكوتى سخن گفتن به صورتى باشد كه گمراهى را هدايت كند ، يا حكمت و علم و دانشى به مردم بياموزد ، يا فراهم آوردن زمينه اى براى رساندن صاحب حقى به حقش باشد ، يا گواهى و شهادتى كه قاضى را براى اجراى عدالت كمك كند ، يا غم و اندوهى را از دلى پاك نمايد .
اگر انسان سخنى گويد كه گمراهى هدايت يابد ، مصداق اين روايت بسيار بسيار مهم كه خطاب پيامبر به على (عليه السلام) است مى شود :
وَايْمُ اللهِ لأَن يَهدِىَ اللهُ عَلَى يَدَيكَ رَجُلا خيرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ وَ غَرَبَتْ[١] .
سوگند به خدا اگر خدا مردى را به دست تو هدايت كند براى تو از آنچه خورشيد بر آن طلوع كند و غروب مى نمايد بهتر است .
اگر انسان سخنى بگويد كه آن در سخن علم و دانش و حكمت به مردم بياموزد مصداق اين حديث رسول خدا مى شود كه فرمود :
مردى را روز قيامت به محشر مى آورند كه براى او حسناتى چون ابرهاى
[١] كافى : ٥ / ٢٨ ، ، باب وصية رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) واميرالمؤمنين (عليه السلام) فى السرايا ، حديث ٤ ; تهذيب : ٦ / ١٤١ ، باب ٦٢ ، حديث ٢ ; بحار الانوار : ٢١ / ٣٦١ ، باب ٣٤ ، حديث ٣ .