زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٢٢٦ - معناى اخلاص
المَمدوحَ عِند اللهِ ( عَزّ وَجلّ ) لاَ يصيرُ مَذموماً بِذمِّهِم وَكَذلِكَ المذمومُ ، فَلاَ تَفرَحْ بِمدحِ أحد ; فَإنّه لاَ يزيدُ فِى منزِلَتِك عِندَ اللهِ ( عَزّ وَجلّ ) وَلاَ يُغنيكَ عَن المَحكومِ لَك وَالمَقدورِ عَلَيك[١] .
هيچ بنده اى به مقام اخلاص ، نسبت به بندگى خداى ( عزّ و جلّ ) نايل نمى شود مگر اين كه مدح و ستايش و مذمّت و سرزنش نزد او يكسان گردد ، زيرا انسانى كه نزد خدا مورد ستايش است با مذمت مردم مذموم نمى شود و كسى كه نزد خدا مذموم است با مدح مردم ممدوح نمى گردد ، هرگز به مدح مردم شادمان مشو ، زيرا مقام و منزلتت را نزد خدا نمى افزايد و آن حكم و مقدرى را كه درباره ى تو لازم شده از تو برطرف نمى كند .
مخلصين آن چهره هاى برجسته اى هستند كه با معرفت كامل راه زندگى را طى مى كند و با مقيد كردن هوا و شهوت به قيود الهى و ملكوتى عمر خود را با عمل كردن به دستورات و فرمان هاى حق مى گذرانند و ديگران را هم با نفس پاك و دم الهى خود به حقايق دعوت مى كنند .
از پيام سليمان به ملكه ى سبا استفاده مى شود كه آن حضرت بر اساس اخلاص و مقام نبوت خود ، به ملكه ى سبا اعلام مى كند كه هم اكنون برخيز و بيا ، من پيامبرم و كارى جز عمل به فرمان هاى حق و سر نهادن به پيشگاه ربّ و دعوت به سوى خدا ندارم ، من عامل مقيّد كردن هوا و شهوت به قيود الهيه ام نه شهوت پرست . اگر شهوتى دارم بر آن چيره ام نه اين كه اسير شهوت زيبارويان باشم ، ريشه ى وجودى ام مانند ابراهيم خليل و ديگر پيامبران بت شكنى است .
اگر روزى گذر ما به بتكده افتد ، نه تنها به بت سجده نمى كنيم بلكه بت در آن معبد پيش پاى ما به سجده مى افتد .
[١] سفينة البحار : ٨ / ٣٤ ، باب الميم بعد الدال ، النهى عن المدح .