زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٩١ - ٤ ـ صله ى رحم
شهادت رسيد . سبب شهادت او اين بود كه روزى متوكل به او گفت : دو فرزند من معتز و مؤيد نزد تو محبوب ترند يا حسن و حسين ؟ ابن سكّيت در پاسخ آن مرد ياوه گو و ستمگر خيانت پيشه فرياد زد : به خدا سوگند قنبر خادم على بن ابى طالب (عليه السلام) از تو و دو فرزندت نزد من بهتر است .
متوكل به كارگزارانش گفت : زبانش را از پشت سرش بيرون بكشيد . آن خادمان طاغوت هم به فرمان ارباب خود اين كار را انجام دادند و آن مرد الهى با چشيدن اين زجر و آسيب دردآور به شرف شهادت رسيد .
علامه ى مجلسى مى فرمايد : گرچه اين بزرگان وجوب تقيه را مى دانستند ولى خشمشان براى خداگويى هنگام شنيدن اين اباطيل احتياط از كفشان مى برد و وادارشان مى كرد كه حق را بگويند گرچه به زيان آنان باشد[١] .
٤ ـ صله ى رحم
زيارت اقوام و خويشان و رفت و آمد با آنان و گره گشايى از مشكلات ايشان و شاد كردن قلوبشان از امورى است كه در قرآن مجيد و روايات به انجام آن سفارش بسيار و تأكيد فراوان شده است گرچه آنان پيوندشان را با انسان بريده باشند .
از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده است :
صِل مَن قَطَعَكَ[٢] .
با خويشاوندى كه پيوندش را با تو بريده است صله ى رحم داشته باش .
سِرْ سَنَةً ، صِلْ رَحِمَكَ[٣] .
[١] الكنى والالقاب : ١ / ٣٠٩ .
[٢] كنز الفوائد : ٢ / ٣١ ، فصل من عيون الحكم ; بحار الانوار : ٧٤ / ١٧٣ ، باب ٧ .
[٣] نوادر الراوندى : ٥ ; مستدرك الوسائل : ١٥ / ٢٣٤ ، باب ١١ ، حديث ١٨٠٩٧ .