زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٨٥ - چهره اى برجسته و مؤمن در لباس باربرى
اساتيد هنرمند كاشى كار ايستاده بودم ، زنى باوقار و متين سراغ مرا از يكى از خادمان حرم گرفت ، خود را به او معرفى كردم ، پولى بسيار اندك كه شايد قيمت دو گرده ى نان بود به من داد ، گفتم : چيست ؟ گفت : از شخصى كه هر هفته به من كمك مى كرد به زحمت نام شما را پرسيدم ، من تا اين هفته مستحق بودم ، ولى تنها فرزند يتيمم اين هفته از خدمت سربازى آمد و مردى محترم او را براى كار به حجره اش برد و حقوقى كه برايش قرار داده كفاف هزينه ى ما را مى كند و از شبى كه فرزندم حقوقش را به خانه آورد من از استحقاق درآمدم و اين پول اندك كه از كمك شما نزد من مانده بود هزينه كردنش براى من شرعى نبود ، به اين خاطر به شما برگرداندم !!
آرى ، در ميان تهيدستان و فقرا كه خداى مهربان به همگان سفارش فرموده است به آنان محبت ورزند و پيامبر بزرگ به ابوذر وصيت مى كند كه به آنان عشق بورز و نزديكشان رو ، چنين انسانهاى باعزت و كرامتى هم يافت مى شود .
چهره اى برجسته و مؤمن در لباس باربرى
در حادثه اى عجيب در راه تبليغ دين كه شرحش مفصل است با مردى باربر و به اصطلاح گذشتگان « حمال » آشنا شدم كه به خاطر حالات معنوى و چهره ى ملكوتى و اخلاق انسانى اش به او دلبستگى پيدا كردم تا جايى كه اگر زمينه برايم فراهم بود هفته اى يك بار در منزلش كه در حجره اى در يكى از مساجد قديمى تهران بود به دست بوسش مى رفتم . او انسانى بود كه در طول دوستى و آشنايى ام با او به اين نتيجه رسيدم كه بار امانتى كه آسمان ها و زمين و كوه ها از حملش امتناع كردند او به درستى و سلامت آن بار امانت را بر دوش تكليف حمل
كرده بود .
رابطه ى معنوى من با او تا زمان مرگش برقرار بود ، از كسانى بود كه وقتى خبر