زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١٦٩ - تبليغ اخلاق با آراسته بودن به اخلاق
فرزندشان با كمال سلامت در را باز كرد ، چيزى نگفتند و به خانه ى خود باز گشتند .
مدتى گذشت ، خبرى از مرگ جوان نشد . نزد يهوداى پيامبر آمدند و سبب پرسيدند ، يهودا گفت : من از راز مطلب آگاهى ندارم ، بايد از حضرت حق بپرسم اگر راز مطلب گفته شود به شما خبر دهم .
يهودا از حضرت حق سبب پرسيد ، خطاب رسيد شب عروسى هنگامى كه خلوت شد و داماد و عروس براى غذا خوردن كنار هم نشستند ، صداى ناله اى از بيرون شنيدند كه صاحب ناله مى گفت تهيدستم ، دستم دچار بيمارى فلج شده ، امشب گرسنه مانده ام و چيزى براى خوردن نصيبم نشده است . اى يهودا ! داماد با شوق فراوان ظرف غذاى خود را نزد آن تهيدست آورد و گفت : هرچه مى خواهى بخور . تهيدست وقتى سير شد سر به ديوار خانه گذاشت و گفت : خدايا ! من كه عوضى ندارم به اين جوان سخى مسلك و كريم دهم ، تو به عوض اين محبتى كه در حق من كرد به عمرش بيفزا . من كه صاحب دفتر محو و اثباتم ، مرگ جوان را در آن شب از دفتر محو و حوادث تعليقى محو كردم و هشتاد سال ديگر براى او ثبت نمودم .
تبليغ اخلاق با آراسته بودن به اخلاق
هيچ راهى براى تبليغ حسنات اخلاقى بهتر و نافذتر از اين نيست كه خود انسان آراسته به حسنات باشد . مردم از آنجا كه عاشق زيبايى هاى ظاهر و زيبايى هاى معنوى هستند هنگامى كه مكارم اخلاقى را در انسان ببينند و خود را عارى و خالى از آن مشاهده كنند نسبت به خود دچار نهيب وجدان و شرم و حيا مى شوند و خلأ حسنات اخلاقى در وجودشان به آنان سخت و دشوار مى آيد و سبب مى شود كه به سوى زيبايى هاى اخلاقى كه در غير خود مى بينند