زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١١٣ - نجات از اعدام به سبب حسنات اخلاقى
شرف شهادت نايل آمد[١] .
راستى شگفت آور است كافرى بر ضد پيامبر به جنگ برمى خيزد ، در ميدان جنگ به دست سپاه اسلام با ديگر يارانش اسير مى شود ، همه به اعدام محكوم مى گردند ، ولى خداى مهربان به وسيله ى امين وحى به خاطر حسنات اخلاقى اش كه محبوب خدا و پيامبر است فرمان آزادى اش را صادر مى كند ، و از گناه او كه جنگ بر ضد پيامبر بود درمى گذرد ، سپس به سبب آن حسنات مسلمان مى شود و به اوج كمال كه كمالى فوق آن نيست يعنى شهادت پر مى كشد .
هركه را عشق تو در سر مى شود ^^^ از زمين بر آسمان بر مى شود
تن مثال هيمه و عشق آذر است ^^^ هيمه در آذر نه آذر مى شود
نى كه چون در كوره افتد مسّ دون ^^^ در گداز از كيميا زر مى شود
مس چو نگذارد در آتش هم چو شمع ^^^ كى چو شمع آن مس منور مى شود
نفس را قربان كن و سرباز خوش ^^^ زان كه بى سر مرد سرور مى شود
نيست شو زين هست تا وصلت رسد ^^^ چون كه وصل اين سان ميسّر مى شود
وان كه ماند اندر خودى او از خدا ^^^ گر مسلمان بود كافر مى شود
حلقه ى در گرچه اوّل مى زند او ^^^ اندر آخر دور از آن در مى شود
شايد از وصيت و سفارش اكيدى كه حضرت سجاد (عليه السلام) به همه ى مردم دارند كه :
[١] عن أبى عبد الله (عليه السلام) قال : أتى النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) بأسارى فأمر بقتلهم خلا رجلا من بينهم ، فقال الرجل : بأبى أنت و أمى يا محمد ! كيف أطلقت عنى من بينهم ، فقال : أخبرنى جبرئيل عن الله عز و جل أن فيك خمس خصال يحبها الله عزّ وجل ورسوله : الغيرة الشديدة على حرمك ، والسخاء ، وحسن الخلق ، وصدق اللسان ، والشجاعة ، فلما سمعها الرجل أسلم وحسن إسلامه وقاتل مع رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)قتالا شديدا حتى استشهد .
امالى صدوق : ٢٧١ ، المجلس السادس والاربعون ، حديث ٧ ; بحار الانوار : ٦٨ / ٣٨٤ ، باب ٩٢ ، ٢٥ .