تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٧٨ - شرحها
علم گفتهاند (راغب).
جلال: بزرگی قدر. عظمت. راغب گوید: جلالت بزرگی قدر و جلال بدون تاء به معنی بالاترین عظمت است، طبرسی عظمت و کبریاء فرموده است.
اکرام: اکرام و تکریم: عزیز کردن، محترم کردن «اکرم فلانا: شرفه» شأن: کار. حال.
شرحها
در آیات زیر شش رقم از موهبتهای خدایی یادآوری شده و شش بار به طور تذکر
و عتاب حفیف فَبِأَیِّ آلاءِ ... به کار گرفته شده است آنها عبارتند از
مشرق و مغرب، آمیخته نشدن آبهای تلخ با شیرین، استفاده از دریاها، نهرهای
دریایی، انتقال به آخرت، بودن خدا در تدبیر جهان، که همه به جز مروارید و
مرجان از ضروریات زندگی است.
١٧ و ١٨- رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ فَبِأَیِّ آلاءِ ....
به
نظر میآید: تثنیه آمدن مشرق و مغرب برای جن و انس است و نیز میشود فهمید
که مشرق و مغرب جن و انس با هم متفاوت است و شاید مراد مشرق و مغرب شمس و
قمر باشد، در احتجاج از أمیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه در تفسیر این آیه
نقل شده که فرمود: مشرق زمستان علیحده و مشرق تابستان علیحده است آیا آن را
از نزدیک و دور بودن آفتاب نمیشناسی [١]؟
المیزان آن را حتمی گرفته و
فرماید: فصول چهارگانه با آن به وجود میآید و ارزاق منتظم میشود،
فَبِأَیِّ آلاءِ ... حاکی است که جن نیز از نعمت مشرق
[١] تفسیر صافی از احتجاج.