تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١٤ - کلمهها
٣٧- در اینکه گفته شد پندی هست به آنکه عقل دارد و یا گوش داده و حاضر باشد.
٣٨- آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دوست، را در شش روز آفریدیم و ما را خستگی و ناتوانی نرسید.
کلمهها
ازلفت: زلف: نزدیک شدن و مقدم گشتن «زلف زلفا: تقدم و تقرب» از دلاف:
نزدیک کردن در مجمع البیان شعری نقل شده که «و کل یوم مضی او لیلة سلفت
فیها النفوس الی الآجال تزدلف «یعنی در هر روز و شبی که میگذرد مردم به
اجلها نزدیک میشوند.
اواب: اوب: بازگشت «آب اوبا و مأبا: رجع» اواب
صیغه مبالغه است بسیار رجوع کننده. این صیغه پنج بار در قرآن آمده است، آن
صفت کسانی است که پیوسته با اطاعت دعا و ترک معاصی به سوی خدا بر میگردند.
قرن: جماعتی که در زمانی با هم زندگی میکنند، راغب گوید:
«القرن: القوم المقترنون فی زمن واحد» طبرسی نیز چنین فرموده است.
نقبوا:
نقب: سوراخ کردن. راغب گوید: نقب در دیوار و پوست مانند ثقب (سوراخ کردن)
است در چوب. طبرسی رحمه اللَّه فرموده نقب به معنی سوراخ وسیع و راهی است
که در کوه زده شود.
تنقیب: راه رفتن و نیز احداث راهی است که صلاحیت رفتن دارد منظور از آن در آیه راه زدن و یا مسافرتهاست.
محیص: حیص: کنار شدن. محیص: فرارگاه.
لغوب: خسته شدن. طبرسی فرموده: لغوب خستگی ناشی از رنج است «اللغوب: الاعیاء من التعب»