تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٠ - دقت
«ذلک» خبر مبتدای محذوف است یعنی: «الامر ذلک» دستور و فرمان قتال چنین است، وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا ... تعلیل حکم فوق است، یعنی اگر خدا میخواست از کفار انتقام میکشید و امر به قتال نمیکرد ولی خواسته بعضی از شما را با بعضی امتحان کند تا خلوص و ایمان مؤمنان و شقاوت کفار روشن گردد. بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ شامل مؤمنان و کفّار هر دو است، خطاب متوجه به مؤمنان میباشد.
وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ یعنی اگر هم در راه خدا کشته شوند زحمتشان به هدر نخواهد رفت، خدا تلاشی را که کردهاند به هدف و بهشت خواهد رسانید، چنان که دو آیه بعدی آن را بیان میکنند.
دقت
ناگفته نماند در سوره انفال/ ٦٧ میخوانیم ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ
یَکُونَ لَهُ أَسْری حَتَّی یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ
الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ این آیه در رابطه با آنست که لازم
بود اسیران بدر را بکشند زیرا که قدرت مسلمانان به آن حد نرسیده بود که
اسیر نگاه دارند و مشمول فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً شوند ولی
عدهای از اصحاب بر آن حضرت تحمیل کردند که فدیه گرفته، اسیران را آزاد
کند، این آیه در سال دوم هجرت نازل شده است.
ولی چون اسلام نیرومند گردید حکم فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ ...
نازل،
لذا تباینی در میان این دو آیه نیست تا گفته شود این آیه ناسخ آیه انفال
است چنان که مرحوم طبرسی نیز در جوامع الجامع فرموده است، لازم است بدانیم
که انفال سوره دوم و سوره محمد نهمین سوره است که در مدینه نازل شدهاند،
میانشان زمان بسیاری فاصله افتاده است.