تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٦٥ - کلمهها
کلمهها
طور: در مجمع البیان از مبرد نقل شده: طور مطلق کوه است و چون الف و لام
بر آن داخل شود به معنی کوه معهود آید، منظور از آن طور سیناء است که در
آنجا بر موسی علیه السّلام وحی آمد.
رق: پوستی است که در آن مینویسند، طبرسی فرماید: پوستی است که در آن چیزی نوشته میشود، اصل آن براق بودن است گویند:
«ترقرق الشیء: اذا لمع» راغب و زمخشری پوست بودن را قید نکردهاند.
مسجور: سجر: پر کردن. افروختن آتش. سرخ کردن تنور. طبرسی رحمه اللَّه: مسجور را، پر شده معنی کرده و فرموده: گویند:
«سجرت التنور: ملاتها نارا» زمخشری نیز پر کردن گفته است در قاموس آمده: «سجر التنور: احماه و النهر: ملائه».
تمور:
جریان سریع. راغب گوید: «مار الدم علی وجهه» خون به سرعت بر چهرهاش جاری
شد، ظاهرا آن حرکت یک نواخت نیست بلکه به صورت مارپیچی و گرد بادی است که
توأم با رفت و برگشت است. در مجمع فرموده: «المور: تردد الشیء بالذهاب و
المجیء کما یتردد الدخان» منظور از آن ظاهرا گرد باد است.
خوض: حدیث باطل: اصل آن داخل شدن در آب است، به طور استعاره به داخل شدن در امور گفته میشود.
یدعون: دع: دفع شدید. انداختن به شدت. «دعه دعا: دفعه دفعا عنیفا» (پرتاب کردن).