تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٣٧ - نکتهها
سِراعاً کَأَنَّهُمْ إِلی نُصُبٍ یُوفِضُونَ
معارج/ ٤٤.
نکتهها
شق القمر:
در این واقعه و امثال آن نباید شکّ کرد، این کارها از
امکانات ما خارج است ولی خدا در مقابل نظامی که به وجود آورده، ناتوان
نیست، هر آن میتواند از روی مصلحتی در آن استثناء به وجود آورد، نظیر آتش
ابراهیم، عمر نوح، عصای موسی، ولادت عیسی، شکافتن دریا برای یهود و امثال
آن، إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
در این رابطه مقداری از آنچه در قاموس قرآن نوشتهام در اینجا میآورم:
در
مجمع البیان از ابن عبّاس نقل شده: مشرکان به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و
آله گفتند: اگر راستگویی ماه را برای ما دو تکّه کن، فرمود: اگر چنین کنم
ایمان میآورید؟ گفتند: آری، آن حضرت از خدا خواست تا ماه را بشکافد، ماه
دو تکه شد، حضرت فریاد میکشید: یا فلان یا فلان بنگرید.
ابن مسعود گوید
در عهد آن حضرت ماه دو شقّه شد حضرت فرمود: شاهد باشید، شاهد باشید و نیز
گوید به خدایی که جانم در دست اوست: کوه حرا را دیدم که میان دو تکه ماه
بود (یعنی در دو طرف آن در آسمان دیده میشد).
مجمع البیان اضافه
میکند: جماعت کثیری از صحابه انشقاق ماه را نقل کردهاند از جمله: ابن
مسعود، انس بن مالک، حذیفة بن یمان، ابن عمر، ابن عباس، جبیر بن مطعم و
جماعتی از مفسران نیز بر آنند، فقط عطاء و حسن و بلخی مخالفت کرده و
گفتهاند: انشقاق قمر راجع به آینده است، اما آن درست نیست زیرا مسلمین بر
آن اجماع دارند، شهرت آن در میان صحابه مانع از قبول قول به خلاف است.