تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥١ - کلمهها
٣٩- پس بچشید عذاب و انذار مرا.
٤٠- قرآن را برای پند گرفتن آسان کردهایم آیا پند گیرندهای هست؟
٤١- به آل فرعون انذار ما آمد.
٤٢- آیات ما را تکذیب کردند، آنها را گرفتیم، گرفتن غالب توانا.
کلمهها
نذر: (بر وزن عنق) در گذشته گفته شد: این کلمه هم مصدر آید به معنی
انذار و هم جمع نذیر، به معنی منذر و انذار کننده. در این آیات هر دو
استعمال آمده است.
سعر: (بر وزن عنق) جمع سعیر است و نیز به معنی رنج و
جنون آید، در مجمع گوید: «السعر: الجنون» و بشتر دیوانه گویند «ناقة
مسعورة» اصل آن به معنی التهاب و شعلهور شدن است.
اشر: (بر وزن کتف) خود پسند. متکبّر. طاغی. راغب گوید: آن شدت طغیان و خود گم کردنی است که از وفور نعمت و قدرت ناشی میشود.
محتضر: (به صیغه مفعول) حاضر شده، آن در آیه وصف «شرب» است.
شرب: (به کسر اول) حصه آب لَها شِرْبٌ وَ لَکُمْ شِرْبُ شعراء/ ١٥٥.
تعاطی: تعاطی از ماده عطا به معنی اخذ و تناول است.
عقر: عقر. بریدن. «عقر الکلب و الفرس و الإبل: قطع قوائمها بالسیف».
هشیم: هشم: شکستن. «هشم الشیء هشما: کسره» هشیم به معنی مهشوم (شکسته شده) است.
محتظر: (به صیغه فاعل) کسی که برای باغ یا گوسفندان خود حظیره یا آغلی از چوب و علف میسازد.