تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧ - کلمهها
کلمهها
مبین: آشکار و آشکار کننده، لازم و متعدی هر دو آمده است «بان الشیء:
بیانا: اتضح و قد یتعدی فیقال: بنته: اوضحته» علی هذا متعدی بودنش کم است.
عربی: فصیح و روشن. بعضی زبان عربی گفتهاند.
ام الکتاب: اصل کتاب و منشأ کتاب (لوح محفوظ).
صفحا:
اغماض. نادیده گرفتن. آن در اصل به معنی جانب و روی چیز است مثل صفحه
صورت، صفحه شمشیر، صفحه سنگ، در اقرب گوید: «صفح صفحا: اعرض عنه» یعنی صفحه
صورت خویش را از او برگردانید.
بطشا: بطش: اخذ به شدت. راغب اخذ با
صلابت گفته است، با انتقام و عذاب تطبیق میشود نظیر إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ
لَشَدِیدٌ بروج/ ١٢، لازمه اخذ به شدت، قدرت و توانایی است، در آیه در معنی
لازم بکار رفته است.
مهدا: مهد در اصل مصدر است به معنی آماده کردن، آن در آیه به معنی مفعول (آماده شده) میباشد.
انشرنا:
نشر در اصل به معنی گستردن و گسترده شدن است لازم و متعدی هر دو به کار
رود، نشر و انشار به معنی زنده کردن نیز آید « «نشر اللَّه الموتی و
انشرهم: احیاهم»» در آیه به معنی زنده کردن است.
بلدة: سرزمین، دیار. آن به معنی شهر نیست.
فلک: کشتی. در مفرد و جمع به کار میرود و با قرائن معلوم میگردد.
لتستووا: استواء اگر با «علی» باشد به معنی استقرار آید و اگر با «الی»