تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢٤ - کلمهها
کلمهها
منتهی: نهایت و آخر، در اقرب الموارد گوید: «المنتهی: النهایة» طبرسی فرموده: منتهی و آخر یکی است. انتهاء: رسیدن به آخر.
تمنی: منی (بر وزن عقل) تقدیر و اندازهگیری «تمنّی» به معنی اندازه گیری میشود و ریخته میشود معنی شده است.
نشأة:
نشأ: پدید آمدن. «نشأ الشیء نشاء: حدث و تجدد» نشأة اسم مصدر است به معنی
پدید آمده و خلق شده (مصباح، صحاح) النَّشْأَةَ الْأُخْری یعنی خلقت آخری
(قیامت).
اقنی: قنیه: مال ذخیره شده. اقناء اعطاء «اقناه اللَّه: اعطاء اللَّه ما یقتنی من القنیة».
شعری:
یا شعرای یمانی ستاره درخشندهایست واقع در صورت فلکی کلب اکبر که
درخشندهترین ستارگان ثوابت است، ماههای تابستان در جنوب دیده میشود،
دانشمندان نجوم گویند: فاصله آن با زمین پانصد هزار برابر فاصله خورشید با
زمین است، تشعشع آن چهل برابر خورشید میباشد اگر در جای خورشید بود، زمین و
مردم از تشعشع آن کباب میشدند، این ستاره مورد پرستش عدهای بود لذا گفته
شده خدا رب شعری است باید خدا را بپرستید.
مؤتفکه: زیر و رو شونده، این
کلمه از افک به معنی برگرداندن است و در لغت به بادهایی که مسیر خود را
عوض میکنند و به زمینهایی که زیر و رو میشوند، اطلاق میگردد منظور از آن
ظاهرا شهر لوط است.
نذر: (بر وزن عنق) جمع نذیر است و نیز مصدر آید به معنی انذار،