قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - متانت و عفّت بيان
لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (يوسف: ٢٣): «و بانوئى كه يوسف در خانه او بود از وى تقاضا و خواهش كرد و تمام درها را بست و گفت بشضتاب بسوى آنچه براى تو مهيا شده، گفت: از اين كار بخدا پناه مىبرم (عزيز مصر) بزرگ و صاحب من است، مرا گرامى داشته. مسلماً ظالمان (و آلودگان) رستگار نخواهند شد».
نكاتى كه در اين آيه قابل دقت است از اين قرار است:
١- كلمه «راود» در جايى بكار برده ميشود كه كسى با اصرار آميخته به نرمش و ملايمت چيزى را از كسى بخواهد (اما همسر عزيز مصر چه چيز از يوسف خواسته بود، چون روشن بوده قرآن به همين كنايه روشن قناعت نموده است.)
٢- قرآن نامى از «زليخا» يا تعبير «أمرأة العزيز» (يعنى زن عزيز مصر) را بكار نمىبرد بلكه ميگويد: «التَّى هُوَ فىِ بَيْتِها» (بانوئى كه يوسف در خانه او بود) ضمناً با اين تعبير حس حق شناسى يوسف را نيز مجسّم ساخته، همانطور كه مشكلات يوسف را در عدم تسليم در برابر چنين كسى كه زندگى او در پنجه وى مىباشد مجسم ميكند!
٣- «غَلَّقَتِ الابْوابُ» كه معنى مبالغه را ميرساند و دلالت ميكند تمام درها را به شدت بست و اين ترسيمى از آن صحنه هيجان انگيز است.
٤- جمله «قَالتْ هَيْتَ لَك/» كه معنى آن «بشتاب به سوى آنچه براى تو مهياست» آخرين سخنى را كه زليخا براى رسيدن به وصال يوسف گفت شرح ميدهد، ولى چقدر سنگين و پر متانت و پر معنى و بدون هيچگونه جنبه تحريك آميز و بدآموز.
٥- جمله «مَعاذَ اللّه انَّهُ رَبِّى احَسن مَثْواى» كه يوسف در پاسخ