قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - تأمين آزادى، و پرورش استعدادها
همه دنيا را كشور واحد و ملك خدا ميداند و مىگويد: يا عِبادِيَ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ (عنكبوت- ٥٦): «اى بندگان با ايمان من، زمين من گسترده و پهناور است (هر كجا ميخواهيد برويد) و مرا پرستش كنيد».
و به اين ترتيب به انسان آزادى در مسير بندگى خدا، و در راه كمال مطلق، داده است.
آزادى و امنيت
رابعاً- آزادى را با امنيت كه مكمّل آن است آميخته، و آنقدر به امنيت اهميت داده كه ناامنى را حتى از قتل نفس مهمتر ميداند: وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ (بقره- ٢١٧):
«فتنه و آشوب و ناامنى از قتل هم بالاتر است.»
قرآن تنها به امنيت مالى و جانى قناعت ننموده، بلكه دو نوع امنيت ديگر نيز به آن «افزوده است: امنيت از نظر حيثيت و آبروى افراد و از آن بالاتر امنيت در محيط افكار ديگران: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا (حجرات- ١٢)
اين نوع چهارم امنيت (امنيت از گمان بد در حق ديگران، و امنيت در منطقه ذهن و فكر ديگران) در هيچيك از قوانين جهان امروز ديده نميشود، و دليل آنهم روشن است زيرا قوانين مادى هيچگونه ضمانت اجرائى براى چنين حكمى نمىتواند داشته باشد، لذا مجبور است از آن چشم بپوشد.
ولى قوانين آسمانى چون داراى پشتوانه معنوى و درونذاتى هستند در اين قسمت قابل اجرا مىباشد.