قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - تأمين آزادى، و پرورش استعدادها
امكاناتى در اجتماع فراهم آورد كه در پرتو آن سطح فرهنگ بالا رود، ثروت بطور عادلانهاى توزيع گردد، فقر ريشهكن شود، و ملكات عالى انسانى پرورش يابد.
اين قسمت از وظيفه قانون و قانونگزار از قسمت اول يعنى جلوگيرى از تصادمها مهمتر است.
اكنون ببينيم قرآن در اين قسمت چه پيشبينيهائى كرده است:
اولًا- جامعه طبقاتى را، يعنى جامعهاى كه يك اقليت كوچك و بيكار و خودخواه در آن بر اكثريت زحمتكش و سر براه حكومت كند، و بسان بردگان با آنها رفتار نمايند، صريحاً محكوم نموده است، و با اينكه در آن عصر، حتى در كشورهاى متمدن آن روز، حكومت رنگى جز اين نداشت!.
و براى نيل به اين هدف، امتيازات موهومى را كه اقليت خودخواه روى آن تكيه مىكردند، و دليل بر استحقاق آقائى خود و بردگى ديگران ميدانستند به شدت در هم كوبيده است.
اقليتهاى اشرافى بيشتر روى نژاد، يا قبيله، يا ثروت خود تكيه ميكردند، قرآن با قدرت تمام اين بتها را درهم مىشكند، و تصريح ميكند: نه ثروت دليل بر شخصيت و قرب پروردگار است و نه زيادى فرزندان و نفرات قبيله: وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى (سبأ- ٣٧)
«اموال و فرزندان شما (هرگز) مقام شما را بما نزديك نمىكند».
و نيز مىگويد:
همه مردم جهان بندگان خدايند و انسانند و اگر فضيلتى پيدا شود بايد حتماً بر پايه صفات و ملكاتى باشد كه از درون ذات انسانى سرچشمه