قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - يك مقايسه جالب
گوشوارههاى زرّينى كه در گوشهاى ايشان بودند بيرون كردند و به نزد هارون آوردند. و آنها را از دست ايشان گرفته، آن را به آلت حكاكى تصوير نموده از آن گوساله ريخته شده ساخت و گفتند كه اى اسرائيل اينانند خدايان تو كه تو را از مصر بيرون آوردند.
پس چون اين را هارون ديد مذبحى را در برابر آن ساخت و هارون ندا كرده گفت كه فردا از براى خداوند عيد خواهد بود!.
و بامداد سحرخيزى نموده، قربانىهاى سوختنى تقريب نمودند، و هديههاى سلامتى نزديك آوردند، و قوم به خصوص اكل و شرب نشستند و براى بازى كردن برخاستند.
و خداوند به موسى فرمود كه روانه شده، به زير آى، زيرا كه قوم تو كه از مصر بيرون آوردى فاسد شدند. بلكه از طريقى كه امر فرموده بودم به زودى انحراف ورزيده گوساله ريخته شده از براى خودشان ساختند، به او سجده نموده، و هم برايش قربانى نموده گفتند كه اى اسرائيل خدايان تو كه تو را از زمين مصر بيرون آورده است اينانند.
و خداوند به موسى گفت: كه اين قوم را ديدهام كه اينك قوم گردنكشىاند. پس مرا واگذار تا آنكه غضبم بر ايشان شعلهور شده ايشان را تلف نمايم و ترا امت عظيمى سازم.
اما موسى از خداوند خداى خود درخواست نموده گفت: كه اى خداوند! غضب تو چرا بر قومى كه ايشان را از زمين مصر با قوّت عظيم و دست قوى بيرون آوردى افروخته شده است. چرا مصريان متكلم شده بگويند كه ايشان را به قصد بدى بيرون آورده است تا آنكه ايشان را در ميان كوهها به قتل رسانيده، ايشان را از روى زمين منقرض سازد از شدت