قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - قرآن مسئله آفرينش انسان را چنين طرح ميكند
جهان است در اين باره چه ميگويد. در فصل دوم تكوين عيناً چنين مىخوانيم:
«... (٧) پس خداوند خدا آدم را از خاك زمين صورت داد و نسيم حيات بر دماغش دميد و جان آدم زنده شد (٨) و خداوند خدا در عدن از طرف شرقى باغى غرس نمود و انسانى كه مصوّر ساخته بود در آنجا گذاشت (٩) و خداوند خدا هر درخت خوش نما و به خوردن نيكو از زمين رويانيد و هم درخت «حيات» در وسط باغ و درخت «دانستن نيك و بد را»! ... (١٦) و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت كه از تمامى درختان باغ مختارى كه بخورى (١٧) اما از درخت «دانستن نيك و بد» مخور چه در روز خوردنت از آن مستوجب مرگ مىشوى ... (٢٥) و آدم و زنش برهنه بودند و شرمندگى نداشتند»! ...
و در فصل سوم چنين آمده:
« (١) و مار از تمامى جانوران صحرا حيلهسازتر بود كه خداوند خدا آفريده بود و به زن گفت آيا خدا فى الحقيقه گفته است كه از تمامى درختان باغ مخوريد (٢) و زن به مار گفت كه از ميوه درختان باغ ميخوريم (٣) اما از ميوه درختى كه در وسط باغ است خدا فرموده است كه از آن مخوريد و آن را لمس ننمائيد مبادا كه بميريد! (٤) و مار بزن گفت كه البته نمىميريد! (٥) و حال اينكه خدا ميداند روزى كه از آن ميخوريد چشمان شما گشوده شده چون خدايانى كه نيك و بد را ميدانند خواهيد شد (٦) پس زن درخت را ديد كه به خوردن نيكو است، و اينكه در نظرها