قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧ - قرآن مسئله آفرينش انسان را چنين طرح ميكند
اختيار كنيد و از ميوههاى آن فراوان بخوريد ولى نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران محسوب خواهيد شد، سپس شيطان آنها را به لغزش انداخت (و از آن درخت كه بهتر اين بود نخورند خوردند) و آنها را از بهشت و نعمتهاى آن بيرون ساخت، و ما به آنها گفتيم به زمين فرود آئيد در حالى كه بعضى دشمن بعض ديگر هستيد و قرارگاه و وسيله زندگى شما تا موقع معينى زمين خواهد بود. سپس آدم كلماتى را از پروردگار خود دريافت داشت و توبه كرد، خداوند نيز توبه او را پذيرفت خدا بازگشت كننده بسوى بندگان و مهربان است». [١] طبق اين آيات بزرگترين نقطه قوتى كه در آدم وجود داشت، و آفرينش او را به عنوان يك شاهكار آفرينش و خليفة اللّه توجيه مىنمود، و به همان دليل مسجود فرشتگان شد و همگى در برابر مقام شامخ او سر فرود آوردند، همان آگاهى او از «علم الاسماء» و اطلاع از «حقايق و اسرار آفرينش و جهان هستى» بود. قرآن با صراحت تمام عظمت مقام آدم را در اينها ميداند.
و بيرون رفتن آدم را از بهشت به خاطر خوردن از درختى كه قرآن نام معينى براى آن ذكر نكرده، معرفى ميكند، خروج او را به شيطان و وسوسههاى او نسبت ميدهد و اين عمل را يك نوع لغزش براى آدم ميداند، نه گناه و شگستن حريم و عبوديت (در كلمه «از لهما» دقت شود).
اكنون ببينيم تورات كنونى كه مورد قبول يهوديان و تمام مسيحيان
[١]. خلاصه آيات ٣٠ تا ٣٧ از سوره بقره كه شرح ماجراى آفرينش آدم و خروج او را از بهشت ميدهد.