قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - قرآن و اثبات وجود خدا
در مورد نسبتى كه بتپرستان درباره فرشتگان به خدا ميدادند و مىگفتند آنها دختران خدايند، مىگويد:
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ «گفتند خداوند فرزند براى خود اختيار كرده است چنين نيست، آنها (فرشتگان) بندگان بزرگوار او هستند كه هرگز بدون اجازه او سخنى نمىگويند و به فرمان او عمل ميكنند، اعمالى را كه انجام دادهاند و اعمالى را كه انجام خواهند داد ميداند، و آنها جز براى كسانى كه خداوند راضى است شفاعت نمىكنند و از ترس كيفر) او بيمناكند (انبياء- آيات ٢٦- ٣٠)
قرآن درباره معاد و وحشتى كه از شنيدن نام آن داشتند، و بازگشت به زندگى را جزو محالات مىشمردند، با منطق جالبى كه از زندگى روزمره آن مايه مىگيرد اين مسئله را به صورت يك امر حسى و ملموس در آورده است.
و در حالى كه بتپرستان دوران جاهليت از جمعآورى استخوانهاى انسان پس از پراكنده شدن در زمين و پوسيدن تعجب مىكردند، مىگويد: خداوند نه تنها قادر بر اين كار است، بلكه قادر است كه خطوط سر را نيز دوباره به همان صورت اول بازگرداند.
أَ يَحْسَبُ اْلإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ- بَلى قادِرينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ:
آيا انسان گمان ميكند استخوانهاى او را جمعآورى نمىكنيم، آرى توانا هستيم كه از سر انگشتان او را نيز تجديد ساختمان نمائيم» (سوره قيامت- آيات ٣ و ٤)