قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨ - قرآن و اثبات وجود خدا
او نخواهند بود)». (لقمان- ٢٧)
در واقع اين بيان تصويرى است از بى نهايت، ولى يك تصوير زنده، زيرا گاهى عدد بىنهايت به صورت «مرده» ادا مىشود، و آن در حالى است كه براى بيان آن از اصطلاحات رياضى و فلسفى مانند كلمه «بىنهايت» و امثال آن استفاده مىشود.
و گاهى به صورت «زنده» و آن در حالى است كه يك ترسيم اجمالى عظيم با يك تجسم فوقالعاده قوى آن را در فكر انسان منعكس سازد، همانطور كه در اين آيه ديده مىشود، و در هر صورت تصور نمىكنيم براى توضيح علم بىپايان خداوند بيانى رساتر و گوياتر از اين باشد كه ابهت و عظمت بىنهايت را در يك عبارت كوتاه منعكس سازد.
در مورد احاطه علم بىپايان خدا به همه چيز مىگويد: يَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ: «از چشمهائى كه بخيانت گردش ميكنند آگاه و از اسرار درون سينهها با خبر است». (غافر- ١٩)
درباره عموميت قدرت بىپايان او ضمن بحث معاد مىفرمايد:
أَ وَ لَيْسَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَليمُ إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ: آيا آن كسى كه آسمانها و زمين را آفريد نمىتواند جهانى همانند آنها بيافريند؟ بلى مىتواند، و اوست خلاق دانا، آفرينش در پيشگاه قدرت او بقدرى ساده است كه) هنگامى كه چيزى را اداره كند ميدهد ايجاد شود! آنهم فواً ايجاد ميشود». (يس- ٨٢- ٨١)
درباره پاك بودن او از جسميت و عوارض جسم و عدم قدرت ديدههاى ظاهر بر مشاهده ذات مقدس او، مىگويد: لا تُدْرِكُهُ اْلأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ اْلأَبْصارَ