قرآن و آخرين پيامبر - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - متانت و عفّت بيان
گويندگان و نويسندگان هنگامى كه با اينگونه صحنهها روبرو ميشوند يا ناچارند براى ترسيم چهره قهرمانان و صحنههاى اصلى داستان جلو زبان يا قلم را رها نموده، و به اصطلاح حق سخن را ادا كنند، گو اينكه هزار گونه تعبيرات تحريك آميز يا زننده به ميان آيد.
و يا مجبور ميشوند، براى حفظ نزاكت و عفّت زبان و قلم، پارهاى از صحنهها را در پردهاى از ابهام بپيچند، و به خوانندگان و شنوندگان- بطور سربسته- تحويل دهند.
گوينده و نويسنده هر قدر مهارت داشته باشد غالباً گرفتار يكى از اين دو اشكال ميشود.
آيا ميتوان باور كرد، فردى درس نخوانده، هم ترسيم دقيق و كاملى از باريكترين و حساسترين فصول چنين عشق شورانگيزى بنمايد، بدون اينكه كوچكترين تعبير تحريكآميز و دور از عفتى بكار برد.
ولى قرآن در ترسيم صحنههاى حساس اين داستان به طرز شگفتانگيزى، «دقت در بيان» را با «متانت و عفت» بهم آميخته، و بدون اينكه از ذكر وقايع چشم بپوشد و اظهار عجز كند تمام اصول اخلاق و عفّت را نيز بكار بسته است.
ميدانيم از همه صحنههاى اين داستان حساستر شرح ماجراى آن «خلوتگاه عشق» است كه «ابتكار» و «هوس» زليخا دست به دست هم دادند و آنرا بوجود آوردند.
قرآن در شرح اين ماجرا همه گفتنىها را گفته، اما كوچكترين انحرافى از اصول عفت سخن پيدا نكرده است، آنجا كه مىگويد:
وَ راوَدَتْهُ الَّتي هُوَ في بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ اْلأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ