حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٩ - اَباصَلت، رهیافتهی خراسان
أو الخلافة عند النبی٤ فقال: «إن ولیتموها أبابكر وجدتموه ضعیفا فی بدنه، قویا فی أمر الله و إن ولیتموها عمر وجدتموه قویا فی أمر الله، قویا فی بدنه و إن ولیتموها علیا وجدتموه هادیا مهدیا یسلک بكم على الطریق المستقیم.»
حذیفه گوید بحث امارت و خلافت در حضور پیامبر خدا٤ مطرح شد. حضرت فرمود:
«اگر ابابكر را والی نمایید، او برای این كار دارای ضعف بدنی است و حال آنكه او را در امر خدا قوی خواهید یافت و اگر عمر را به ولایت رسانید او را در امر خدا و وضعیّت جسمیاش قوی خواهید یافت و اگر علیD را به ولایت گمارید، او را هدایت كننده، هدایت شدهای خواهید یافت كه شما را به راه مستقیم دلالت خواهد كرد.»[٢٢٥]
امّا روایات وی در بخش پایانی زندگی او بهخوبی به تغییر اندیشه وی گواهی میدهد، البته بهنظر میرسد، در این روایات نیز نوعی تدریج نهفته است؛ چه اینكه برخی از این روایات اعتقاد كامل وی به ولایت و امامت را بازگو میكند و برخی دیگر همراه نوعی تردید و یا سؤالات حقیقت جویانه است.
این قلم بر این باور است كه اباصلت در ماههای نخست آشناییاش با امام به صورت كلّی اندیشه شیعی را پذیرفته بود؛ ولی گاه شبهات و شایعات سبب سؤالاتی میشد كه وی برای دریافت پاسخش نهایت تلاش خویش را به منصهی ظهور میگذاشت؛ بر این اساس، روایات عرضهی حدیث اباصلت نسبت به كلّ روایات او تعدادی چشمگیر است. گروهی دیگر از روایات وی هیچ بوی تردید و یا سؤالات عامّی زده نمیدهد كه باید آنها را مربوط به دوران استقرار كامل اندیشه شیعی او دانست. از میان دهها روایت دو گزارش را بر گزیدهایم. این دو روایت به گونهای این تدریج تشیّعپذیری وی را به تصویر میكشد:
روایت اوّل
بهنظر میرسد، این گزارش مربوط به دوران ابتدای آشنایی وی با امام رضا(ع) باشد:
عبدالسّلام هروی خود را به زندان امام هشتم در سرخس میرساند. امام را در بند میبیند، از زندانبان میخواهد كه نزد امام برود و او مانع میشود و دلیل آن را عبادت پیوسته امام میداند كه در شبانهروز هزار ركعت نماز میگزارد و تنها در سه نوبت برای مناجات با خدا از
[٢٢٥]. تاریخ بغداد، ج١١، ص، ش٧٢٨.