حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٨ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
میشود؛ به عنوان مثال، نسخههایی که علّامه مجلسی جمعآوری و در بحار الانوار از آنها استفاده کرد، معمولاً نسخههای دقیقی بودند.[٤٢٩]
٢. تکمیل اعتبار حدیث: گاهی نسخههایی که در اختیار واسطهنگاران بود، اعتبار بیشتری داشت؛ به این معنا که از حیث طریق، معتمد بود[٤٣٠] یا از کتابی نقل میکرد که به دست ما نرسیده؛[٤٣١] در این صورت برای افزایش اعتماد به حدیث، از کتاب واسطه هم استفاده میشود تا این پیام را برساند که نسخهی معتبرتر یا کتاب منبع اکنون در اختیار ما نیست؛ امّا در اختیار فلان واسطهنگار در قرن مثلاً یازدهم بوده و اینروایت را آورده است.
٣. دسترسی بهتر به خانوادهی حدیث: گروه کتب واسطه به تناسب جامعیّت آن، نسبت به گروه کتب منبع، در کشف خانوادهی حدیث، کاربرد بیشتری دارد؛ مثل وسایل الشیعة در فقه و بحار الانوار در غیر فقه که به دلیل جامعیّت نسبی، بیش از سایر کتب محلّ مراجعه هستند.
٤. کاربرد سریعتر و احیاناً بهتر در موضوعات خاص و نیازهای مشخّص: گاهی بنای مراجعهکننده به حدیث، بر تتّبع و استناد نیست؛ بلکه میخواهد به صورت اجمالی موضوعی را در روایات بررسی کند و از حیث زمانی هم زود به نتیجه برسد؛ همچنین نیاز او در موضوع خاصّی است که کتب واسطه به آن پرداختهاند و روایاتش را جمعآوری خوبی از حیث کمّی و کیفی کردهاند؛ در این صورت مراجعه به کتابهای واسطه کمک بهتری به محقّق میکند؛ به عنوان نمونه، مراجعه به کتاب نور الثقلین برای دستیابی به روایاتِ ذیل یک آیه بسیار سریعتر، محقّق را به نتیجه میرساند.
٥. سنجش و پایهی تتّبع: کتابهای واسطهای که بنایشان بر جمعآوری همهی روایات ـغیر بین البطلانـ بوده[٤٣٢] میتوانند به محقّقان برای سنجش تتّبعشان یاری برسانند؛ یعنی، پژوهشگر یافتههای خود را به این کتب عرضه کند و اگر افزون بر آن چیزی یافت، مجدداً به صورت محدود تتّبع را ادامه دهد؛ حتّی این کتب میتوانند به عنوان پایهی تتّبع
[٤٢٩]. ر.ک: بحار الانوار، ج١، ص٢٦.
[٤٣٠]. ر.ک: همان.
[٤٣١]. مثل نقل بحار الانوار از كتاب الاهلیلجه در ج١، ص٢٧.
[٤٣٢]. طبق بررسی و تحلیلی كه انجام دادیم، بحار الانوار از نظر مرحوم "مجلسی" دارای این ویژگی است. (ر.ک: بحار الانوار، ج١، ص٢-٤٥.)