حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٧ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
این دیدگاه با مطالعهی مقدّمه و مؤخّره حدود ١٢٠٠ کتاب حدیثی شیعه و اهل سنّت تا قرن دوازدهم بهدست آمد.[٤٢٤] استناد از کتب منبع ـ یا در حکم آن ـ حداقل در این موارد، توجیه علمی دارد:
١. هنگامی که از متن حدیث به عنوان سند حکم فقهی یا معرفتی و... استفاده میشود: در عرف، اَسناد نشاندهنده ارتباط با اصل هستند؛ لذا باید نزدیکترین ارتباط با اصل را داشته باشند که کتب منبع، چنین هستند.[٤٢٥]
٢. هنگام مواجهه با تعارضات: استناد از منابع هنگام مواجهه با تعارضات، یکی از راههای برونرفت عملی از تعارض بدوی است.[٤٢٦]
٣. هنگامی که قرار است، از متون برای قاعدهسازی، قانوننویسی، تمّدنسازی و امور زیربنایی از این دست استفاده شود: امور زیربنایی باید بر کفپایههای قدرتمندی بنا شوند تا روبناهای آن محکم و قابل دفاع باشد و منابع نسبت به کتب واسطه چنین هستند.[٤٢٧] البته منابع یکسان نیستند و از حیث اعتبار متفاوت هستند؛ امّا به طور اجمالی، اعتبار گروه کتب منبع، از حیث استنادی، بیش از اعتبار گروه کتب واسطه است.
و) اخذ حدیث از کتب واسطه
کتب واسطه با توجّه به «کاربردی
نگاری» بیشتر آنها، جایگاه خوبی در میان مردم
یافتند و استنساخ از آنها فراوان شد. اربعیننگاریها، مسائل
نگاریهای حدیثی،
رسالههای عملیهی حدیثی، کتب فراوان احادیث
اعتقادی متقابل با اهل سنّت،
اخلاقنگاریها و آدابنگاریها همه از این قبیل است.[٤٢٨] این
کتب علاوه بر اشتراک در برخی کاربردها با کتب منبع، دارای
کارآییهای دیگری نیز دارند که از این
قبیل است:
١. تصحیح نسخه: گاهی نسخههایی که در اختیار واسطهنگاران بوده دقّت و ضبط بیشتری داشتند. در چنین جاهایی از کتاب واسطه برای تصحیح دقیقتر نسخه استفاده
[٤٢٤]. ر.ک: پایاننامه ملاکهای اعتبارسنجی منابع حدیث شیعه، ص٢٣١.
[٤٢٥]. ر.ک: همان، ص٧٥.
[٤٢٦]. چه بسا گفته شود كه تعارض مستقّر میان روایت منقول از «منبع» و روایت منقول از «لا منبع» شكل نمیگیرد.
[٤٢٧]. ر.ک: همان، ص٤٠.
[٤٢٨]. نگاهی به مجموعهی ٢٢ جلدی میراث حدیث شیعه نشان میدهد كه كتب كاربردی از حیث تعداد عنوان بیش از كتبی است كه با هدف محتواسازی نوشته شده است.