حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٤ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
پاسخ: جواب منفی است، هر دو کتاب، نسبت به مصدرِ مفقود، «منبع» هستند؛ زیرا کتاب دوم بنای نقل از کتاب اوّل را نداشته؛ بلکه از مصدر اصلی استفاده کرده است که اتّفاقاً کتاب اوّل هم از همان مصدر بهره برده است؛ بنابراین، برخی از کتب سیّد بن طاووس مثل إقبال الاعمال که بعضی از احادیث آن در کتب پیشین، مثل مصباح المتجهد موجود است، میتواند منبع بهحساب آید؛ زیرا سیّد، این روایات را از مصباح المتجهد نگرفته است؛ بلکه از مصادری که مصباح هم از همانها نقل کرده و یا مصادری شبیه آن اخذ کرده که اکنون موجود نیستند.[٤١٤]
پرسش سوم: بعضی از کتب با هدف جمع احادیث در موضوع خاصّی نگاشته شده است؛ مثل تفسیر عیّاشی و برخی دیگر، صرفاً برای جمع حدیث نگاشته شده است؛ مثل: اصول اوّلیه. گروهی دیگر به دنبال هدفی دیگر بودند؛ ولی از احادیث استفادهی فراوانی کردهاند؛ مثل: «الایضاح فضل بن شاذان»(م٢٦٠ق)[٤١٥] و بعضی دیگر از کتب، هدف غیر حدیثی داشته و گاهی نیز احادیث را در کتابشان آوردهاند؛ مثل: رجال النجّاشی(م٤٥٠ق).[٤١٦] کدامیک از اینها «منبع حدیث» هستند؟
پاسخ: معنای لغوی منبع میتواند شامل همهی اینها بشود؛ امّا عرف، قسم چهارم را منبع حدیث نمینامند. البته با نگاه تبعیضی میتوان قسم چهارم را نیز منبع دانست؛ هرچند این قسم، جزء کتب حدیث نیست. علّت آن است که مراد از کتابهای حدیث، کتبی است که حدیث در آن فراوان باشد، به گونهای که مثلاً در هر صفحه از کتاب، حدیثی مشاهده شود؛ امّا با توجّه به اینکه این کتب نیز حدیث یا احادیث معدودی را آوردهاند؛ اگر اوّلین کتبی باشند که این احادیث در آنها آمده است، برای آن احادیث، «منبع» محسوب میشود. به بیان دیگر، این کتب جزء منبع حدیث شمرده نمیشود؛ بلکه منبعی برای آن احادیث معیّن است.
[٤١٤]. ر.ک: مصباح المتهجد، ص٦٢٦ و همان روایت در اقبال الاعمال، ج١، ص١٨٥ كه هر دو به طور مستقل از منابع قبلی نقل كردهاند؛ به خلاف؛ به عنوان مثال، اقبال الاعمال، ج١، ص١٧٧ كه در اینجا تصریح میكند از مصباح المتهجد گرفته است.
[٤١٥]. این كتاب، كلامی است؛ امّا از روایات فراوانی استفاده كرده است. مؤلّف، استدلالات عقلی هم میآورد.
[٤١٦]. ر.ک: رجال النجّاشی، ص١١٥، ش٢٩٦.