حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٣ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
د) بازکاوی معنای «منبع حدیث»
اکنون سهپرسش باقی میماند که پاسخ به آن موجب دقیقتر شدن تعریف منبع میشود.
پرسش اوّل: همانگونه که بیان گشت، با توجّه به از بین رفتن بیشتر منابع اصلی، کتبی که روایات این منابع را به ما منتقل کنند، در حکم منبع هستند؛ امّا بعضی از کتب، تنها بخشی از مصادرشان از بین رفته و بخش دیگر موجود است؛ آیا اینها منبع هستند یا نه؟
پاسخ: معنای منبع آن نیست که هیچیک از احادیثش در کتابِ پیشتر نوشته نشده باشد؛ همانطور که معنای کتاب واسطه این نیست که تمام احادیثش در کتبِ پیشتر نوشته شده، موجود باشد؛ بلکه کتابی که بیشتر مصادرش نابود شده است، در حکم منبع است و کتابی که بیشتر مصادرش موجود است، در حکم واسطه است؛ همانگونه که روشن است، همهی محدّثان، کتاب الکافی را با اینکه برخی از مصادر آن موجود است[٤١١] «منبع» میدانند و همه بحار الانوار را هرچند ـ گاهی ـ از مصادری نقل میکند که اکنون اثری از آنها نیست،[٤١٢] واسطه میشمرند؛ زیرا بیشتر مصادر آن موجود است. یا کتاب سعد السعود که مربوط به هفتم هجری است، منبع است؛ چرا که بیشتر مصادر آن مفقود است.[٤١٣] پاسخ دیگری که میتوان به این پرسش داد، بر اساس نگاه تبعیضی است؛ یعنی، باید تک گزارهها را ـ نه مجموعهی یک کتاب را- بررسی کرد. در نگاه به تک گزارهها، هر روایتی به تنهایی بررسی میشود که آیا این کتاب برای این روایت منبع است یا واسطه؟
پرسش دوم: ممکن است، دو کتاب که با هم از حیث نگارش ـ به عنوان مثال یک قرن ـ تفاوت زمانی دارند، از یک مصدر که نزد مؤلّف هر دو کتاب بوده، استفاده کرده باشند و اکنون آن مصدر وجود نداشته باشد؛ آیا کتاب دوم را به علّت متأخّر بودن، «واسطه» و کتاب اوّل را «منبع» میگویند؟
[٤١١]. ر.ک: الكافی، ج١، ص٥٣١، ح٦ و همان روایت در الاصول الستة عشر، ص١٣٩، ح٣٧ (كتاب ابیسعید عباد عصفری)، ج٣، ص٥٥٦، ح٢ و همان روایت در الاصول الستة عشر، ص١٤٨، ح٥٦ (كتاب عاصم بن حمید الحناط) و ج٢، ص١١١، ح١٢ و همان روایت در الاصول الستة عشر، ص٣١٤، ح٤٨٥. (كتاب خلاد السندی.)
[٤١٢]. مثل توحید المفضل كه در بحار الانوار، ج٣، ص٥٧ ـ ١٥١ آمده است.
[٤١٣]. در این كتاب از ١١٢ منبع سخن گفته شده و مطالبی از آنها نقل شده كه از حدود ٨٠ منبع آن اطلاعی نداریم. (ر.ک: پایاننامه ملاکهای اعتبارسنجی منابع حدیث شیعه، ص١٠٤، ١٠٥ و ٢٤٥.)