حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦١ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
حسین بن سعید ـ منابع دیگری را نیز میتوان برشمرد که برای ما در حکم منبع اوّلیّه هستند، حتّی برخی کتبِ متأخّر از قرون اوّلیّه نیز در حکم منبع میباشند؛ زیرا مصادر برخی از احادیث آنها از میان رفته است؛ مثل: المصباح کفعمی.[٤٠٣]
اکنون به این تعریف از «منبع حدیث» میتوان رسید: «کتابهایی که احادیث اهلبیتF برای اوّلین بار در آنها مشاهده میشود.» خواه این کتب مربوط به عصر صحابه باشد؛ مثل: کتب حسین بن سعید و تفسیر منسوب به امام عسکریD و...، خواه مربوط به قرن چهارم و پنجم؛ مثل: کتب مشایخ ثلاث و شیخ مفید و سیّدین و خواه مربوط به اعصار بعدی باشد؛ مثل: برخی از کتب سیّد بن طاووس همچون سعد السعود همه جزء «منبع حدیث» شمرده میشوند؛ پس کتابی که حاوی احادیث امامان معصومF است و پیش از آن نیز کتاب دیگری که هماکنون موجود باشد، آن احادیث را نیاورده، «منبع حدیث» محسوب میشود. با این وصف، کتبی مثل بحار الانوار و وسائل الشیعة واسطه هستند؛ زیرا بیشتر احادیثشان در منابع پیشینی که هماکنون در دسترس است، وجود دارد. مشابه همین بیان دربارهی واژهی «مصدر» و «اصل» نیز ما را به همین تعریف میرساند.
پیشتر گفته شد که لغات، دچار تطوّراتی میشوند که یکی از منشأهای آن، وجود تناسب میان مفهوم یا شیء جدید با واژهی قبلی است. برای مثال، جوهری یکی از کاربردهای فعل «تصَدّرَ» را «نشستن در بالای مجلس» میداند.[٤٠٤] این کاربرد به اعتبار آن است که وقتی کسی وارد مجلسی میشود، اوّلین فردی را که میبیند، همان است که در روبهرو- بالای مجلس- نشسته است؛ امّا صاحب صحاح «صدرُ السهم» را «از وسط تیر تا نوک» آن میداند. او از باب تطبیق قاعدهی ارتباط حداکثری میان وضع و استعمال، علّت این کاربرد را متقدّم بودن این قسمت هنگام پرتاب میشمرد؛[٤٠٥] پس یک مادّه در دو استعمال، دو لحاظ متفاوت را پذیرفت: یکی لحاظ تقدّم در حرکت و اصابت و دیگری، لحاظ تقدّم در دیدن. جالب اینکه برخی از لغویون «صدرُ السهم» را به «وسط تیر تا انتهای آن» که دارای چند پر است، معنا کردهاند؛[٤٠٦]
[٤٠٣]. در انتهای چاپ كنونی المصباح به نقل از مؤلّفش نام ٢٣٧ كتاب آمده كه از بیشتر آنها اطّلاعی در دست نیست و بر فرض اینكه نسخههای خطّی آنها موجود باشد؛ امّا بیشتر آنها چاپ نشده است. (ص٢٣٧)
[٤٠٤]. صحاح اللغة، ج٢، ص٧٠٩.
[٤٠٥]. همان.
[٤٠٦]. العین، ج٧، ص٩٦.