حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٦٠ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
مرحوم نمازی شاهرودی میگوید:
«مشایخ ثلاث در کتب اربعه، احادیث اصول اربعمائة و سایر اصول مورد اعتماد را آوردند.»[٣٩٨]
مرحوم شیخ حرّ عاملی میگوید:
«ما با علم قطعی به تواتر و اخبار محفوف به قراین میدانیم که سیصد سال روش علما این بوده که احادیث را در مجالس ائمّهG و دیگران ضبط و تدوین میکردند و در این مدّت همّت علما در تألیف نیازمندیهای شیعه صرف شد و عمرشان را در تصحیح و ضبط این احادیث و عرضهی آن بر معصومانF نهادند و این روش تا زمان صاحبان کتب اربعه ادامه داشت که این مؤلّفات تا مدّتی بعد از ایشان هم وجود داشت و مشایخ ثلاث کتابهایشان را از آن مؤلّفات شناخته شده نقل کردند.»[٣٩٩]
با این حال حجم روایات وارد شده در کتب اربعه کمتر از حجم روایات اصول بود؛ زیرا مؤلّفان کتب اربعه اهمّ روایات را ذکر کرده و از میان مشابهات، بعضی را انتخاب نمودهاند و در آن زمان نیازی به آوردن همهی روایات ندیدند. بر همین اساس، محقّقان بعدی، روایات دیگری را از "کلینی" نقل کردند که در کتاب الکافی نیست. تعداد بسیاری از دستخطّهای نوشته و نقل شده از امام زمان٤ از این نمونه است.[٤٠٠] آقای محمّد ابراهیم جنّاتی میگوید:
«پس از شیخ الطّائفه طوسی کتب روایی بسیاری کشف شد که روایاتش در کتب چهارگانهی شیعه مندرج نبود.»[٤٠١]
حتّی برخی از کتب کلینی مثل رسائل الائمة و بعضی از کتب شیخ صدوق مثل مدینة العلم نیز اکنون موجود نیست و مصادری به نقل از این کتب مبادرت کردهاند.[٤٠٢] با توجّه به اینکه بسیاری از احادیث در کتب اربعه نیامده، علاوه بر این کتب و منابع پیش از آنها ـ مثل کتب
[٣٩٨]. الاعلام الهادیة، ص١١.
[٣٩٩]. وسائل الشیعة، ج٣٠، ص٢٥٢.
[٤٠٠]. تاریخ حدیث شیعه تا قرن پنجم هجری، ص٣٤٨.
[٤٠١]. تاریخ حدیث شیعه در سدههای هشتم تا یازدهم هجری (به نقل از ادوار اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی)، ص٣٥١.
[٤٠٢]. ر.ک: فتح الابواب، ص٧٣ و منتهی المطلب، ج٤، ص٥٠.