حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٩ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
عمومی به این کتب و کم توجّهی به نگاشتههای نخستین شد و چون مراجعه به این اصول به دلیل فقدان تنظیم و تبویب دشوار بود، کمکم این منابع از دور استنساخ خارج گشته، نسخههای موجود نیز از بین رفت.[٣٩١]
سوم: حوادث طبیعی مثل نابودی نوشتههای ابن ابیعمیر.[٣٩٢]
چهارم: دستور خلفا به سوزاندن احادیث مثل عملکرد ابیبکر در سوزاندن احادیث خودش و دستور عمر به جمعآوری احادیث از شهرها و سوزاندن آنها که این سیاست به وسیلهی خلفای بنیامیه و بنیعبّاس ادامه یافت؛ به عنوان نمونه، سلیمان بن عبد الملک و پدرش به أبان بن عثمان دستور دادند تا نوشتههایی را که در سیره و شرح غزوات رسولخدا فراهم کرده بود، از بین ببرد؛ چرا که این نوشتهها خالی از فضایل بنیامیّه بود.[٣٩٣]
پنجم: ترس از حکومتهای سنّی و کتمان منابع و عدم استنساخ و عرضهی آنها.[٣٩٤]
ششم: دلایل خاص مثل از بین بردن برخی از کتب ابنغضائری(م٤١١هـ) به وسیلهی خانوادهاش پس از وفات او[٣٩٥] و ناپدید شدن مقطعی مدینة العلم شیخ صدوق تا دورانی که مشعشعین بر خوزستان حکومت میکردند که در این دوره، کتاب پیدا و تدریس شد؛ امّا پس از انقراض این حکومت در قرن دوازدهم هجری باز هم ناپدید شد.[٣٩٦]
با توجّه به از بین رفتن بیشتر منابع اوّلیّه، باید سراغ منابع جایگزین رفت؛ یعنی، کتبی که نگاشتههای نخستین را به ما منتقل میکند و چون منابع اصلیشان از بین رفته، خود، در حکم منبع هستند که میتوان به عنوان نمونه از الکافی، تهذیب الاحکام و من لایحضره الفقیه نام برد. محمّد امین استرآبادی(م١٠٣٣هـ) میگوید:
«آنچه در کتب اربعه موجود است، همه از اصول صحیحه گرفته شده است.»[٣٩٧]
[٣٩١]. روضة المتقین، ج١، ص٨٧.
[٣٩٢]. رجال النجّاشی، ص٣٣٦، ش٨٨٧.
[٣٩٣]. معالم المدرستین، ج١، ص٢٦١ به نقل از زبیر البكار و الموفقیات، ص٣٣٢.
[٣٩٤]. مقالهی الاصول الاربعمائة، فصلنامهی علوم حدیث، ش١٧، ص٨٨.
[٣٩٥]. الفهرست، ص٣٢، مقدّمهی مؤلّف. كتاب رجال ابنغضائری نزد ابنداوود حلّی(م٧٤٠هـ) موجود بود و به طور مكرّر در رجالش از آن نقل كرده است. (ر.ک: رجال ابنداود، ص٥١، ١٦٣ و ١٦٥)
[٣٩٦] . الذریعة، ج٢٠، ص٢٥٢.
[٣٩٧]. الفوائد المدنیة، ص١٣١.