حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٨ - هماهنگی در اخبار فدک
خدای متعال هنگامی که فدک و اطراف آن را برای پیامبر٤ فتح کرد و اسب و استر بر آن نتاختند (مسلمانان برای فتح آن به زحمت نیفتادند) خداوند این آیه را نازل فرمود: حقّ خویشاوندان خود را عطا کن. پیامبر٤ ندانست آنان کیانند. حضرت برای توضیح به جبرئیل مراجعه کرد و جبرئیل نیز به خدا. خداوند بر پیامبر٤ وحی کرد که: فدک را به فاطمهJ عطا کن. رسولخدا او را فراخواند و فرمود: ای فاطمه، خداوند به من امر فرمود که فدک را به تو بدهم. حضرت فاطمهJ عرض کرد: آن را از خداوند و تو پذیرفتم.
همواره وکیلان او در حیات رسولخدا٤ در فدک بودند تا اینکه وقتی ابوبکر به خلافت رسید، وکیلان را اخراج کرد. حضرت زهراJ نزد او رفت و خواستار بازگرداندن فدک شد. ابوبکر گفت: شاهدی [هرچند] سیاه یا قرمز بیاور. حضرت فاطمهJ امام علی(ع) و امّایمن را به عنوان گواه برد. در نتیجه ابوبکر به صورت مکتوب نوشت که متعرض فدک نشوند.
حضرت فاطمهJ در حالی که نوشته را در دست داشت، خارج شد. عمر او را دید و گفت: ای دختر محمّد، در دستت چیست؟ فرمود: نوشتهی ابوبکر است. گفت: نشانم بده. حضرت امتناع کرد. عمر آن را گرفت و خواند؛ سپس با آب دهان نوشته را پاک و پاره کرد؛ سپس گفت: پدر تو در فدک اسب و استر نراند. (او هم مثل دیگران حقّی در آن ندارد.)
دستهی دوم ـ ارث
روایاتی نیز تنها از ارث سخن گفتهاند:
الف) حدثنا عبدالعزیز بن عبدالله حدثنا إبراهیم بن سعد عن صالح عن ابنشهاب [الزهری] قال: أخبرنی عروة بن الزبیر: إن عائشة؟ امّالمؤمنین ـ رضی الله عنها ـ أخبرته:
إن فاطمةJ ابنة رسولالله٤ سألت أبابکر الصدیق بعد وفاة رسولالله٤ أن یقسّم لها میراثها ما ترک رسولالله٤ ممّا أفاء الله علیه. فقال لها أبوبکر: إن رسولالله٤ قال: لانورث ما ترکنا صدقة. فغضبت فاطمة بنت رسولالله٤ فهجرت أبابکر فلم تزل مهاجرته حتّی توفیّت.[٢٥٠]
حضرت فاطمةJ پس از رحلت رسولخدا٤ از ابوبکر صدیق خواست تا از میان آنچه خداوند به پیامبر اختصاص داده و باقیمانده، ارث او را بدهد. ابوبکر گفت: رسولخدا فرمود: ما ارثی باقی نمیگذاریم و ترکهی ما صدقه است. فاطمهJ غضبناک شد و تا پایان حیات، از ابوبکر دوری گزید.
[٢٥٠]. صحیح بخاری، ج٤، ص٤٢؛ مسند احمد، ج١، ص٢٥، ح٢٥؛ صحیح مسلم، ج٣، ص٣٨١، ح٥٤؛ طبقات کبری، ج٨، ص٢٨.