حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٠ - اَباصَلت، رهیافتهی خراسان
نماز دست میكشد. اباصلت میخواهد كه در یكی از این سه نوبت برای خود اجازهی ملاقات بگیرد. او خود اینگونه گزارش میكند: «وقتی نزد امام رفتم، وی را در حالی كه در مکان نماز خویش متفكّرانه نشسته است، ملاقات كردم.» از امام پرسیدم: یابْنَ رَسُولِاللَّهِ مَا شَیءٌ یحْكِیهِ عَنْكُمُ النَّاسُ؟؛ گفتم: یابن رسولاللَّه! این چیست كه مردم از شما شایع كردهاند؟ امام گفت: مردم چه میگویند؟ گفتم: «یقُولُونَ إِنَّكُمْ تَدَّعُونَ أَنَّ النَّاسَ لَكُمْ عَبِیدٌ» میگویند: شما ادّعا كردهاید كه مردم بندهی زر خرید ما هستند!
امام ـ كه بهنظر میرسد، از این سخن برآشفته شده بود ـ فرمود: خداوندا! اى كسى كه آسمانها و زمین را آفریدهاى و به ناپیدا و پیدا آگاهى، تو شاهدى كه من چنین مطلبى را هرگز نگفتهام و از احدى از پدرانمF نشنیدهام كه چنین كلامى گفته باشند، بار الها! تو خود میدانى كه از این مردم چه ستمهایى به ما وارد شده است و اینكه این افترا هم از ستمهاى ایشان است كه دربارهی ما روا داشتهاند، آنگاه به من روى كرده فرمود: اى عبدالسّلام! اگر اینان بنابر گفتار خودشان- كه به ما نسبت میدهند- كه ما گفتهایم همگى بنده زر خرید ما هستند؛ پس بگویند از چه كسى ما آنان را خریدهایم؟ عرض كردم: راست گفتى یابن رسولاللَّه! سپس فرمود: اى عبدالسّلام! آیا تو منكرى آنچه را خداوند تعالى از ولایت و امامت ما بر تو و دیگران واجب فرموده است؛ چنانكه دیگران منكر هستند؟ گفتم: پناه به خدا، هرگز! بلكه من به ولایت و امامت شما اقرار دارم.[٢٢٦]
روایت دوم
این روایت كه در بردارندهی گفتوگوی دو سویهی وی با امام هشتمD است، بهخوبی گویای آن است كه امام وی را از شیعیان میداند؛ بنابراین، بایسته است كه وی در این زمان دیگر در شمار راویان شیعی قرار گرفته باشد. این روایت زیبا را از كتاب عیون اخبار الرضاD میخوانیم:
صدوق به سند متصل خویش از وی چنین گزارش میكند: از امام رضاD شنیدم كه چنین میفرمود: «رحم الله عبدا أحیا أمرنا»؛ خداوند رحمت كند، كسى را كه امر ما را زنده بدارد، عرض كردم: چگونه امر شما را زنده بدارد؟ حضرت فرمودند: «یتعلم علومنا و یعلمها الناس فإن الناس لو
[٢٢٦]. عیون أخبار الرضاD، ج٢، ص١٨٤.