٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٤ - نکته نگاری برای حدیث

توجّه نشان داده و بدان پرداخته است، در حالی که به‌نظر می‌رسید، دین در این زمینه سخنی ندارد یا بدان توجّه نشان نداده است‌؛ از این‌رو، نفس پرداختن به این توجّه دین، دارای اهمّیّت است و باید به‌ گونه‌ای تبیین و برجسته گردد تا روشن شود این امر مورد غفلت نبوده و برنامه و رهنمودی برای آن وجود دارد‌. نکته‌ای که برجسته کردن آن، به مانند کنار زدن خار و خاشاک از روی حقیقتِ «جامعیّت دین» است و این‌که به نیازهای گوناگون بشری، توجّه دارد‌. بیان این نکته‌ها در قالب «نکته‌نگاری» راه‌حلّ مناسبی است؛ زیرا نه نیازمند پژوهش‌های دامنه‌دار و زمان‌بر است و نه مشکلات تبیین‌های علمی مثل مقاله و کتاب را دارد که در آن‌ها باید قالب‌های شکلی خاصّی رعایت شود و بسیاری از وقت نویسنده، صرف عرضه‌ی محتوا در این قالب‌ها می‌شود.

به‌نظر می‌رسد، نکته‌نگاری در عرصه‌های دیگری چون دو مورد ذیل نیز ضروری و شایسته است:

یکم. در سطح جامعه دینداران، نسبت به برنامه‌های دین در برخی حوزه‌های زندگی آگاهی وجود ندارد یا به دلایلی عموم از آن غافل هستند و اهتمامی نسبت بدان ندارند‌. در چنین مواردی اگر با گزاره‌ای حدیثی روبه‌رو شدیم که نسبت به آن امر مغفول حساسیّت نشان داده، مناسب و بایسته است که به‌ گونه‌ای تبیین شود‌.

دوم‌. گاه نیز شاهد هستیم، در بین جامعه‌ی دینداران، دغدغه‌ها و حساسیّت‌هایی وجود دارد که تصوّر می‌شود، منشأ دینی دارد؛ ولکن چنین حساسیّتی یا در آموزه‌های دین وجود ندارد یا این‌که درجه‌ی اهمّیّت آن کمتر از حدّی است که در جامعه دیده می‌شود‌. حال چنان‌چه ببینیم یک گزاره‌ی حدیثی، نسبت به آن امر دارای حساسیّت در سطح جامعه، رفتاری آسان گیرتر و متعادل‌تر دارد، بدیهی است که برای اصلاح جامعه، آن را زیر ذرّه‌بین قرار دهیم و برجسته نماییم؛ البته با رعایت ضوابط‌.

پس صرف تذّکر نسبت به برنامه، توجّه و اهتمام دین در حوزه‌های یادشده، گامی است ضروری، جهت پر کردن خلاء تبیین و به سهم خود، دیگر نقش‌آفرینان را نیز به تلاش در این عرصه وامی‌دارد‌.

نتیجه آن‌که برای رفع نیازهای هر نسل علاوه بر تلاش‌های اجتهادی ـ که در آن یک آموزه‌ی دینی با توجّه به مجموعه‌ی معارف دین و اصول و قواعد استنباط، به‌دست می‌آید ـ گاه لازم است یک گزاره دینی به دلایلی برجسته و نمایان شود‌. برجسته کردن یک گزاره