٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١١١ - پالایش احادیث در عصر ائمّهG و پدیدهی جعل

٢- موافقت با سنّت نبوی

از دیگر روش‌های پالایش احادیث و ردّ احادیث مجعوله و روایاتی که در شرایط تقیّه از امامان معصومF صادر شده است، هم‌نوا بودن روایت با سنّت قطعیه است؛ چه ‌بسا به ‌عللی، روایاتی به امامان معصومF نسبت داده می‌شده که با سنّت قطعی پیامبر اسلام٤ مخالف بوده است، شناخت این سنّت قطعیه و ارزیابی روایات و احادیثی که با این سنن؛ هم‌نوا و هماهنگ نیستند، کاری بوده است که محدّثان و اصحاب ائمّهG به آن همّت گماشتند. از نمونه‌های بارز این حقیقت جویان، «سلیم‌ بن قیس الهلالی» است که به سرنخ‌هایی از اختلاط و التقاط و تفاوت نقل‌ها و دروغ بستن‌ها به پیامبر دست یافت و پی‌برده بود که انتقال حدیث پیامبر٤ تنها از مجرای اهل‌بیتG میسّر است.

وی که به اختلاف نقل‌ها از پیامبر٤ پی‌برده بود از امام علی(ع) می‌پرسد:" ای امیرالمؤمنین(ع)! من از سلمان، مقداد و ابوذر تفسیر قرآن و احادیثى از پیامبر شنیده‌ام كه با آنچه در نزد مردم است، مخالف است؛ شما نیز شنیده‌های مرا تصدیق می‌کنید؟ از طرفی در دست مردم مطالبى از تفسیر قرآن و احادیث پیامبر مى‌بینم كه شما با آن‌ها مخالف هستید و همه را باطل می‌دانید، آیا عقیده دارید كه مردم عمداً به رسول‌خدا دروغ مى‌بندند و قرآن را براى خود تفسیر می‌كنند؟ حضرت به او توجّه كرد و فرمود: «سؤالى كردى که اكنون پاسخ آن را به تو می‌دهم.»

همانا نزد مردم؛ حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه هست و در زمان پیامبر٤ مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آن‌كه میان مردم به سخنرانى ایستاد و فرمود:

«اى مردم! همانا دروغ ‌بندان بر من بسیار شده‌اند؛ هركه عمداً بر من دروغ بندد، باید جایگاه خود را در دوزخ آماده ببیند.»

سپس بعد از او هم، بر او دروغ بستند؛ پس بدان؛ همانا حدیث از چهار طریقى كه پنجمى ندارد، به شما می‌رسد. سپس امیرالمؤمنین(ع) پنج طریق را برای او این‌گونه تبیین می‌کنند که:

اوّل. شخص منافقى كه تظاهر به ایمان می‌كند و اسلام ساختگى دارد و از دروغ بستن عمدی به پیامبر پروا ندارد و آن را گناه نمی‌شمارد، اگر مردم بدانند كه او منافق و دروغ‌گو است، از او نمی‌پذیرند و او را تصدیق نمی‌كنند؛ ولی مردم می‌گویند، این شخص همدم پیامبر بوده و او را دیده و از او شنیده است.