مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٢٢
نتيجه ، رسيدن به خداست. پنج . بر اساس آنچه در بندهاى پيشين آمد، دو ركن اصلى ايمان، تصديق قلبى و اقرار لسانى است ؛ اما عمل ، از حقيقت ايمان جداست . اين درجه (تصديق و اقرار تنها) ، اوّلين درجه و كمترين حدّ ايمان است كه سبب اطلاق عنوان مؤمن بر شخص مى شود ؛ اگرچه وى به اقتضاى ايمان خود ، هيچ عملى انجام نداده باشد. شش . اگرچه در تحقّق ايمان ، عمل شرط نيست ؛ رشد و شكوفايىِ ايمان ، در گرو عمل است و ايمان شخص زمانى به كمال مى رسد كه با بهترين اعمال و صفات ، همراه گردد . هفت . در لسان روايات، به دليل نقش مؤثّر و پراهمّيت عمل در پيشرفت ايمان، ايمان حقيقى و اثرگذار، ايمانِ همراه با عمل دانسته شده است . شارح اصول كافى نيز، ايمانى را با ارزش و سودمند مى داند كه همراه با عمل و صفات نيكو باشد. اكنون كه بر اساس روايات ، به جمع بندى و نتيجه اى دقيق در باره ايمان رسيده ايم، به آسانى مى توانيم در باره سه ديدگاه پيش گفته (نظرات عالمان مسلمان) داورى كنيم . پيش تر ، سه ديدگاه كلّى در باره تعريف ايمان ارائه شد: اوّل . ايمان ، تنها تصديق قلبى است . اين ديدگاه بر اساس روايات ، درست نيست ؛ زيرا در روايات، اقرار زبانى نيز از شروط ايمان دانسته شده است. [١] دوم . ايمان ، تصديق قلبىِ همراه با اقرار زبانى است و اين دو، دو شرط اساسى تحقّق ايمان هستند . اين ديدگاه ، قابل قبول است. البته چنان كه پيش تر نيز يادآور شديم، اين درجه از ايمان طبق روايات، پايين ترين درجه ايمان است و چنانچه با عمل همراه نگردد، ايمانى بى اثر و فايده خواهد بود.
[١] پاسخ به اين پرسش كه: «چرا اقرار زبانى، از شروط ايمان است؟»، در بحث ارتباط ايمان با اسلام، آمده است.