مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٢٢
كوفى ـ كه از دروغگويان و جاعلان چيره دست بود ـ ، [١] در سند اين روايت است. گر چه پاره اى ، ابو سعيد عصفورى را هم تضعيف كرده اند ، اين تضعيف ، چندان قابل اعتنا نيست ؛ ولى وجود ابو سمينه ، كار را مشكل مى كند. از نظر متن ،آفرينش پيش از خلقت و حضور در شكل اشباح و عبادت در آن حال ، از جمله مباحث دشوار و ديْرفهمى است كه در صورت صحّت روايت ، افراد خاص مى توانند آن را درك كنند. ٧ . روايت هفتم ، به نقل از زُراره از امام باقر عليه السلام است در اين روايت ، امام باقر عليه السلام تأكيد مى كند كه دوازده امام ، از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله بوده ، همه محدّث و از فرزندان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هستند . در مجلس ، شخصى به نام على بن راشد و يا عبد اللّه بن راشد ، برادر ناتنى امام سجّاد عليه السلام ، از اين سخن ، تعجّب مى كند و آن را انكار مى كند . امام عليه السلام بر سرش فرياد مى زند كه : «فرزند مادرت ، يكى از آنان بود» . اين روايت به اين شكل ، مغشوش است و احتمالاً در نقل آن ، تا حدودى نقل به معنا و يا تصرّفى انجام گرفته كه موجب اين امر ، شده است. بعيد نيست كه اين روايت با دو روايتى كه مرحوم كلينى در باب: «إنّ الأئمّة عليهم السلام محدّثون مفهّمون» ، به عنوان حديث اوّل و دوم آورده ، يكى باشد كه بعدا تقطيع شده و به اين شكل ، در آمده است. در روايت دوم ، امام باقر عليه السلام فرموده: «برادرت ، اين را مى دانست» و در آن جا ، به جاى «على بن راشد» ، نام «عبد اللّه بن زيد» آمده است و يادآورى شده كه وى ، برادر ناتنىِ
[١] الفصول المختارة ، ص ٢٩٦ به بعد.[٢] جامع الرواة، ج ١ ، ص ٦٣ .[٣] الفهرست ، ص٦٢ ، ح ٦٥.[٤] خلاصة الرجال ، ص ٦٣ .[٥] جامع الرواة ، ج ١ ، ص ٤٥٠ .[٦] رجال ابن الغضائرى ، ص ٤٣.[٧] جامع الرواة ، ج ١ ، ص ٩ .[٨] جامع الرجال ، ج ١ ، ص ٢٨٨.[٩] رجاليان ، ابو سَمينه را فردى با اعتقادات فاسد مى دانند و بر اين باور هستند كه وى ، در كوفه به دروغگويى اشتهار يافت و از آن جا به قم نزد احمد بن محمّد بن عيسى رفت ؛ امّا احمد بن عيسى ، پس از چند ماه ، به خاطر دروغگويى و غلو ، وى را از آن شهر ، بيرون نمود. همچنين ، از قول ابن قتيبه نقل شده است كه فضل بن شاذان (/ شادان) ، بارها مى خواست وى را در قنوتش لعنت كند. از قول وى آورده اند كه ابو سَمينه ، در بين دروغگويان مشهور ، از همه مشهورتر بود. تفصيل اين مختصر ، در جامع الرواة (ج ٢ ، ص ١٥٠) در ذيل شرح حال وى با عنوان: «ابو جعفر محمّد بن على بن إبراهيم بن موسى قرشى» ، آمده است .[١٠] ر . ك: جامع الرواة ، ج ١ ، ص ٢٢٥ : حسن بن محمّد بن سماعه .[١١] اختيار معرفة الرجال (رجال الكشّى) ، ج ٢ ، ص ٤٩٥ ، ش ٤١٢ ـ ٤١٩ .[١٢] در باره اين موضوع ، ر . ك: الرسائل الرجالية ، ج ٤ ، ص ١٤٠ به بعد.[١٣] در باره اين شخص و زيان هاى كتابى كه در باره سوره قدر نوشته ، مرحوم علّامه شوشترى مى گويد : اگر مرحوم ابن غضائرى ، هيچ نكته اى نياورده بود ، جز همين كه كتاب ابن جريش را كتابى بى ارزش شمرده است ، براى اعتبار وى ، كافى بود (ر . ك : قاموس الرجال ، ج ١٢ ، ص ٤٠٠) .[١٤] سوره آل عمران ، آيه ١٦٩ .[١٥] ر . ك : قاموس الرجال ، ج ١٠ ، ص ١٦٨ ، ش ٧٦٤٩ ، نيز ، ر . ك : جامع الرواة ، ج ٢ ، ص ٢٥١ .[١٦] رجال النجاشى ، ص ٣٣٥ ، ش ٨٩٩.[١٧] نقد الرجال ، ج ٣ ، ص ١١٩ ، ش ٣١٢٦.[١٨] نقد الرجال ، ج ٣ ، ص ١٩٤ ، ش ٣٣٨٤.