امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ٢٥

تفسيرى از محتواى گسترده و غنى «معروف» در سيره آنان است. به اين آيات توجه كنيد: وَلَقَدْ بَعَثْنا فى‌ كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ «١» در هر امتى، پيامبرى مبعوث كرديم تا اعلام كند كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت پرهيز كنيد. در اين آيه، هدف بعثت هر پيامبرى، دعوت به «عبادت خدا و پرهيز از طاغوت» ذكر شده است. البته عبادت و بندگى خدا، همان عمل شايسته و پسنديده‌اى است كه مهم‌ترين ركن «معروف» را تشكيل مى‌دهد، چه‌اينكه «طاغوت» در قالب سركشان و طغيانگران درونى «هواى نفس» و در شكل بيدادگران بيرونى، بزرگ‌ترين «منكر» است، از اين رو اجتناب از طاغوت در مراحل گوناگون آن، از مراتب «نهى از منكر» شمرده مى‌شود. دسته دوم: آياتى كه مصاديق «معروف» و «منكر» را كه انبيا به آن پرداخته‌اند، تبيين مى‌كند. براى مثال قرآن درمورد حضرت شعيب مى‌فرمايد: و ما به سوى اهل مدين برادرشان شعيب را به رسالت فرستاديم. او گفت: اى مردم! خداى يكتا را كه جز او خدايى نيست پرستش كنيد و در كيل و وزن كم فروشى مكنيد، من خير شما را در آن مى‌بينم. من مى‌ترسم از روزى كه عذاب سخت شما را فرا گيرد. اى قوم! در سنجش وزن و كيل اجناس عدالت داشته باشيد و به مردم كم نفروشيد و در زمين به فساد برنخيزيد. «٢» من (از اين امر و نهى شما) جز اصلاح در حدى كه بتوانم نمى‌خواهم. «٣»