امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر - سروش، محمد؛ مقدم نیا - الصفحة ١٢٢

در اين آيه شريفه خداوند تمام مؤمنان را با تفاوت‌هايى كه از نظر جنس (مرد و زن) دارند، داراى يك حقيقت مى‌داند و آن اينكه هيچ گونه اختلاف و تفرقه‌اى در ميان آنها وجود ندارد، و نشانه آن اين است كه هر كدام نسبت به ديگرى احساس وظيفه و مسؤوليت كرده براى او تلاش مى‌كند. پس امر به معروف و نهى از منكر برخاسته از رشته ولايت است كه همه اعضاى جامعه را به هم پيوند مى‌دهد. اين ولايت روحى است كه پيكر امت اسلامى را به وحدت مى‌رساند. «١» با همه اين تأكيدات، كم نيستند كسانى‌كه خود را مسلمان مى‌دانند، ليكن از مسائل جامعه اسلامى با بى تفاوتى عبور مى‌كنند، همان‌ها كه امير مؤمنان (ع) از ايشان به ميت تعبير مى‌كند: وَ مِنْهُمْ تارِكٌ لِانْكارِ الْمُنْكَرِ بِلِسانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ يَدِهِ فَذلِكَ مَيِّتُ الْاحْياءِ «٢» و برخى از آنها منكر را با زبان و قلب و دست انكار نمى‌كند پس او مرده زندگان است. همان گونه كه «رشد، تنفس و واكنش در برابر عوامل بيرونى» از علايم حيات طبيعى موجود زنده تلقى مى‌شود، حيات انسانى نيز داراى علامت‌هايى از جمله «برخورد انكارآميز با زشتى‌ها» است. آنان كه هيچ گونه احساس و تكليفى در مقابل مفاسد ندارند مرده‌اند، مردگانى كه در بين زندگان راه مى‌روند. چنين افرادى داراى شخصيت متعادل انسانى نيستند و روح آنها واژگون است: