صدیق و صدیقه کیانند؟ - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٣
اين ، بدان معناست که : مصداقِ «صدّيقيت» ، براساس کمالاتِ ذاتى افراد و سيرهشان ، توسط پيامبر ارزانى مىشد ؛ و اطلاق اين الفاظ [ بر کسى ] بىپايه و بدون قابليّت فرد ممکن نيست ؛ و کمتر چيزى که مىتوان گفت ، همين است.
در تاريخِ دمشق ، به نقل از ضَحاک و مُجاهد ، از ابن عُمَر روايت است که گفت :
جبرئيل بر پيامبر ـ براى آنچه مىبايست ابلاغ کند ـ فرود آمد و نزدِ پيامبر نشست وبا او سخن مىگفت . در اين هنگام ، خديجه ـ دختر خُوَيْلِد ـ گذشت .
جبرئيل پرسيد : اى محمّد ، اين کيست ؟
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : «هذه صدّيقة اُمّتي» ؛ اين صدّيقه امتِ من است .
جبرئيل گفت : نامه اى از پروردگار براى او دارم ! خداى متعال او را سلام مىرساند و بشارتش مىدهد به خانه اى در بهشت از «قَصَب» که دور است از آتش و عطش ، نه رنجى در اوست ، و نه داد و فريادِ کس .
خديجه گفت : «الله السلام ومنه السلام ، والسلام عليکما ، ورحمة الله وبرکاته على رسول الله» ؛ خدا سلام است و سلام از اوست ، و سلام بر شما ، و رحمت و برکات خدا بر رسول او باد ، اين خانه اى که از قصب است چيست ؟
فرمود : مرواريدى است بس بزرگ ، ميان