روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٤٩ - روزشمار جنگ دوشنبه ١ فروردین ١٣٦٢ ٦ جمادی الثانی ١٤٠٣ ٢١ مارس ١٩٨٣
و بیشتر هم نتوانستند بروند، اول عراقی ها حدود ١٠دستگاه تانک پشت این خاکریز داشتند که رها کردند و به عقب رفتند، ولی با موشک های بیشتر پی. ام. پی. شروع کردند تانک ها را زدند و این حمله شکست خورد و درحدود ٢٣ تا تانک را ما از دست دادیم که ١٣ تای آن روشن ماند و ١١ تا هم منهدم شد و خیلی از این درجه دارهای ارتش و اینها هم تو خود تانک ها شهید شدند، که ١٣ تا از آنها حدود سه الی چهار روز روشن بودند تا سوختشان تمام شد و به حساب ماندند و بعد یکی یکی کشیدندشان عقب و این حمله حمله ای بود که شکست خورد و درست هم نوک این فلش را می خواستند بزنند. [اشاره روی نقشه به فلش حمله عراق در جبهه نادری.]
حمله دوم در کرخه کور و در هویزه [عملیات نصر در ١٥ دی ١٣٥٩] بود که این را هم لشکر١٦ زرهی [قزوین] حمله کرد. در اینجا مواضع تیپ٤٣ زرهی لشکر٩ بود و آمدند ازسمت هویزه، این مواضع را بعد از آتش تهیه سنگینی که سر عراقی ها ریختند، دور زدند و ٨٥ نفر اسیر هم گرفتند و حدود بیست وچهار ساعت طول نکشید که عراق با قدرت به این فلش لشکر١٦ زد و آنان را تا نزدیکی های جاده اهواز - حمیدیه، عقب راند و عراقی ها نه تنها از مواضعشان عقب نشینی نکردند، بلکه حدود هشت کیلومتر در دوازده کیلومتر آمدند جلو در آن طرف کرخه و یک زائده هم ایجاد کردند، لذا این حمله شکست خورد.
حمله سوم در اینجا [در محور آبادان - ماهشهر و آبادان - اهواز در ٢٠ دی ١٣٥٩] و به نام طرح توکل بود و تیپ٣٧ زرهی شیراز بود که لشکر٧٧ عهده دار طرح بود که آن موقع سرهنگ فروزان بود که از این دوتا قسمت شروع می شد و قرار هم بود که فقط این زائده را بگیرند.[١] و حدود ٣٠٠ الی ٤٠٠ نفر از بچه های سپاه همکاری کردند که این طرح نیز شکست خورد و ٢٩ دستگاه تانک ام ٦٠ و ام ٤٧ ما در اینجا از دست دادیم و تا روزهای بعد از جنگ؛ یعنی پایان عملیات ثامن الائمه(ع) هم لاشه تانک ها بود. اینجا هم ما ٩٠ دستگاه تانک از دست دادیم [منطقه عملیات لشکر١٦] اینجا ٢٩ دستگاه و اینجا هم ٢٣ دستگاه، اینجا هم [طرح نصر] تعداد زیادی از ما اسیر و شهید شده، اینجا هم همین طور [منطقه عملیاتی جسر نادری].
این سه تا حمله نظامی در طول شش ماه صورت گرفت.
از دی ماه و بهمن ١٣٥٩ که حملات کلاسیک تمام شد، حدود یک ماه و نیم بود که در جبهه ها یک وضعیت یأس آلودی حاکم بود تا اینکه برادرهای سوسنگرد که برادرمان عزیز جعفری هم در آنجا بودند یک اقدام امیدوارکننده را شروع کردند [در غرب سوسنگرد] و در ٢٦ اسفند [در عملیات امام مهدی(عج)] به دشمن در دو کیلومتری غرب سوسنگرد، حمله شد و کلاً ٢٦ نفر از برادرهای ما شهید شدند که چندتا از آنها هم داخل خود شهر بودند و ابتدا شهدای ما ١٧ [نفر] بود که بعداً به ٢٦ نفر رسید و ما حدود ٦٠ الی ٧٠ نفر اسیر گرفتیم و یک گردان کامل [دیر یاسین] عراق هم به طور کامل منهدم شد، بعد ما دست به عملیات های محدود زدیم که ٢٥ فروردین در جسر نادری بود و ٣١ اردیبهشت ارتفاعات الله اکبر در غرب گرفته شد و سوسنگرد و تپه های مدن در آبادان و حمله فرمانده کل قوا که در ٢٣ خرداد صورت گرفت.
کلاً جنگ را یاد گرفتیم و یاد گرفتیم که چگونه با دشمن بجنگیم و فهمیدیم که دشمن را چگونه شناسایی کنیم و خط ها یمان هم تثبیت و در جلو دشمن متوقف شده بود و در ٥ مهرماه سال ١٣٦٠ حمله آبادان شروع شد.
انگیزه هم این بود که می گفتیم تنها جایی که ما قدرت داریم، در مقابل این زائده ها حمله کنیم این است که کوچک تر از همه است، حمله شد و اینجا حدود ١٢ گردان نیرو از سپاه خرج شد: ٩ گردان تک ور؛ ٣ گردان احتیاط غیر از گردان های پشتیبانی؛ یعنی ١٢ گردان. ٣ گردان در محور دارخوین، ٣ گردان در محور فیاضیه، ٣ گردان در محور ایستگاه٧ به کمک لشکر٧٧ حمله شد که هر سه تا تیپ لشکر٧٧ درگیر بودند.
سه تیپ حمله کرد. یعنی ٩ گردان از ارتش بود و ٩ گردان هم از ما بود که درمجموع ١٨ گردان تک می کرد، ٣ گردان هم در احتیاط بود که به طور کامل تمام شد و ١٨٠٠ نفر اسیر گرفته شد تا این محوطه [غرب رودخانه کارون] پاک سازی شد.
[١] منظور پیشروی عراق در بخش جنوبی جاده آبادان - ماهشهر و آبادان - اهواز است که موجب محاصره آبادان شده بود.