روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦١٢ - روزشمار جنگ دوشنبه ١٥ فروردین ١٣٦٢ ٢٠ جمادی الثانی ١٤٠٣ ٤ آوریل ١٩٨٣
اطلاعی نداشتم وقتی آنها فرار کردند ازطریق یکی از بستگانم متوجه موضوع شدم.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا شما مأموریت داشتید افراد حزب اللهی پایگاه را شناسایی و به منافقین معرفی کنید؟ جواب داد: من کسی را شناسایی نکردم. یکی از بچه ها لیستی از افراد را به من داد و گفت به منافقین رده بالا بگو با این افراد تماس نگیرند. من این اسامی را دور ریختم.
از او سؤال شد: بعد از فرار بنی صدر چه کردید؟ وی پاسخ داد: من همچنان فراری بودم.
متهم ردیف پنجم علی اکبر کمالان در دفاع از خود گفت: من حدوداً موقعی که امام خمینی، منافقین را به حضور نپذیرفت به سازمان منافقین ملحق شدم. اعلامیه پخش کردم و به منافقین کمک مالی کردم.
متهم ردیف ششم ایرج برنگی گفت: به من گفته بودند نزدیک هواپیما برو، هرکس به طرف هواپیما رفت با چراغ قوه علامت بده. من از مسئولم علت این کار را پرسیدم، او گفت: قرار است کودتا بشود و بعد گفت مرخصی بگیر و از تهران خارج شو. من این کار را کردم، موقعی که حادثه رخ داد من در شهر بودم.
حاکم شرع پرسید: شما اتومبیل و کارت شناسایی خود را دراختیار منافقین قرار داده بودی؟
متهم پاسخ داد: بله، مسئولم از من خواست این کار را بکنم.
متهم ردیف هفتم حسین علی شهیدی درمورد اتهامات خود گفت: قبل از ٣٠ خرداد هم به آنها گفتم من از ادامه این کار معذورم. از من خواسته شد کتباً بنویسم، من هم کتباً نوشتم و به آنها دادم. راجع به هواپیما هم هر سؤالی از من کردند گفتم نمی دانم و نمی توانم. از من خواستند کارت شناسایی تهیه کنم من این کار را هم قبول نکردم.
متهم ردیف هشتم صادق نیا، گفت: در اواسط تیرماه، به من گفته شد باید به پایگاه ترابری که قرار است در آنجا عملیاتی انجام شود بروم، من همراه برنگی به آنجا رفتم. مسئولیت ما شناسایی دو طرف آشیانه پایگاه بود. من علت این کار را پرسیدم. رابطم گفت می خواهیم هواپیما را منفجر کنیم. من باور نکردم چون با این کار فرودگاه به آتش کشیده می شد. بالاخره براثر اصرار من گفت که می خواهند بسته ای را در داخل هواپیما بگذارند. بعد از دو شب، اطلاع دادند که برنامه کنسل شد، چون هوا مهتابی است. دوباره بعد از ١٠ یا ١٢ روز اطلاع دادند جریان را پیگیری کنیم. شب قبل از پرواز تمرین بود و نقش من علامت دادن به وسیله فندک بود.
پس از پایان اعترافات متهمان، رئیس دادگاه خطاب به آنها گفت اگر مطالبی به عنوان آخرین دفاع دارند بگویند. همه آنها صریحاً گفتند که کیفرخواست را قبول دارند و مرتکب عمل خلاف شده اند و از خداوند متعال خواستند گناهانشان بخشوده شود.»[١]
خبرگزاری یونایتدپرس درباره این محاکمه و واکنش بنی صدر به آن گزارش داد: «دیروز در ایران محاکمه هشت افسر نیروی هوایی به اتهام کمک به فرار ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور پیشین و مسعود رجوی داماد وی به خارج از کشور آغاز شده. بنی صدر در یک تماس تلفنی این اتهامات را رد کرد و گفت: این افراد چیزی درباره فرار وی نمی دانستند. او گفت محاکمه افسران مزبور تنها به منظور ایجاد ترس و وحشت در میان کارکنان ارتش صورت می گیرد.»[٢]
[١] روزنامه اطلاعات، ١٦/١/١٣٦٢، صص ١٣ و ١٤.
[٢] خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه گزارش های ویژه، شماره ١٧، ١٧/١/١٣٦٢، ص٩، بیروت، یونایتدپرس.