روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٩ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢٣ اسفند ١٣٦١ ٢٨ جمادی الاول ١٤٠٣ ١٤ مارس ١٩٨٣
آن موقع بچه های ما می رفتند توی دل دشمن شناسایی می کردند و برمی گشتند، عراقی ها شب را از ما گرفته اند، عملیات های شبانه ما را، گفتم دشمن ضعف هایش را پوشانده است. شب را با این استحکاماتی که احداث کرده از ما می گیرد تا حمله ما را به روز بکشاند، بعد روز می آید با ما درگیر می شود، نیروهای سازمانی اش را از دسترس ما دور کرده است. هرچه از عملیات رمضان به بعد می زنیم همه به این تیپ های سه رقمی است، همه آن از این تیپ های جیش الشعبی است. امروزه جنگ کردن سرسختی دیگر می خواهد، یک وضعیت جدیدی است، تلفات به مراتب شاید بیشتر باشد، مشکلات بیشتر است، شما تصور نفرمایید که ما همین طورکه به راحتی مثلاً فتح المبین را گرفتیم، حالا بتوانیم به آن شکل حمله کنیم، شرایط سخت تر شده است، دشمن باتجربه تر شده و ما هزار برابر باید قوی تر بشویم، قوی تر و هوشیارتر و با تجربه تر از سابق که بتوانیم بر این دشمن فائق بیاییم. گفتیم برداشت ما از ناکامی ها این است، دیگر دشمن هیچ گونه جناحی به ما نداده است. از شلمچه تا چنگوله یک رودخانه مین، استحکامات، خندق، کانال به عرض ١٠٠٠ متر جلو ما درست کرده است. ما باید از این رودخانه عبور کنیم و برویم هدف هایمان را بگیریم. هدف های ما هم ٤٠ کیلومتر، ٦٠ کیلومتر، ١٠٠ کیلومتر در عمق هستند و عقبه های دشمن دور هستند. جناح هم به ما نداده که لااقل از آن جناحین استفاده کنیم. یک جناح داشته، خود شکل طبیعی مرز آن هم طلاییه بوده، آن را هم از ما گرفته و آب انداخته و ما را بیرون کرده است. حدود ١٥ کیلومتر ما را دور کرده، این علل ناکامی ماست و ما اینها را حساب می کنیم. گفتیم البته ما از دشمن برای شما گفتیم، بله، وضعیت خودمان را هم قبول می کنیم که ما به استحکامات بی توجه بودیم، گفتیم ما را یک مقدار غرور گرفته بود که دیگر استحکامات را نمی دیدیم و همه اش در فکر غزیله و عماره و آنجاها بودیم و شناخت ما هم از دشمن کم شده بود، چون خط نداشتیم. اگر در فتح المبین ما موفق شدیم، یک سال و نیم دشمن را شناختیم، راه های او را شناختیم، جاده هایش را شناختیم، ارتفاعاتش را شناختیم، بچه ها خمپارها را می توانستند ثبت تیر کنند. روی هر تپه ای که دلشان می خواست، روی جاده هایش، روی معابرش، دو الی سه بار با این دشمن جنگیده بودند و او را می شناختند که درنتیجه این موفقیت ها کسب شد. به هرحال اصول موفقیت را ما شمردیم، گفتیم اگر الآن ما تمرکز نیرو می دهیم که سابق هم دادیم، دشمن هم الآن مقابل ما تمرکز نیرو می دهد. ما زمانی که آمدیم والفجر (مقدماتی) را شروع کنیم دشمن ٣ لشکر بیشتر نداشت، ولی الآن ٩ لشکر جلو ماست، ٦ لشکر آورده جلو ما گذاشته. تمرکز نیرو به هم خورده است، سرعت عمل بعد از بیت المقدس از ما گرفته شده است. الآن هم اگر دیدید طول کشیده این عملیاتی که ما می خواهیم شروع کنیم، همه اش علتش استحکامات است، برادرهای ما به سختی توانستند معبر باز کنند و مشکل اساسی ما معبر است.