روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٥٠ - روزشمار جنگ دوشنبه ١ فروردین ١٣٦٢ ٦ جمادی الثانی ١٤٠٣ ٢١ مارس ١٩٨٣
اگر بخواهیم حملات را یکی یکی شرح بدهیم متوجه می شویم که بعد از ثامن الائمه(ع) آمدیم جایی را انتخاب کردیم که احتیاج به پدافند ساده داشته باشد، و در اینجا هم می توانستیم [می دانستیم] وقتی موفق بشویم کناره کارون را باید پدافند کنیم، لذا عملیات طریق القدس را شروع کردیم و گفتیم که ما در دو جا باید پدافند کنیم، یکی در اینجا یعنی تنگه چزابه است که ١٥٠٠ متر، ٢ کیلومتر، بعد خود شط نیسان است، که دشمن از رویش رد شده بود [این فلش ها از روی شط نیسان عبور کرده بود] و گفتیم خب در حاشیه نیسان پدافند می کنیم و در اینجا [بستان] حمله کردیم یک فلش ما هم که عقبه اش درست نزدیکی های خط جابرحمدان و الله اکبر بود رفت و از اینجا به [مناطق رملی شمال بستان، تیپ امام حسین(ع)] پشت دشمن زد [درست عقبه دشمن]. یعنی طوری بچه ها سرازیر شدند که اینجا [شمال بستان] مقر تیپ٢٦ زرهی لشکر٥ مکانیزه بود و منهدم شد.
اما در منطقه جنوبی عملیات، فلش های ما که هرکدام به عمق ٣ کیلومتر، ٤ کیلومتر، ٥ کیلومتر رفته بودند و بعضاً حدود مثلاً ٥٠ الی ٦٠ نفر از نیروهای ما یا یک گروه تا نزدیکی پل الوان رسیدند و دوباره برگشتند و ما موفق شدیم تا فقط خاکریز اولیه دشمن را تصرف بکنیم. ما در اینجا (جنوب منطقه عملیات) حواسمان نبود. چی بود و وقتی آمدیم تحلیل کردیم گفتیم آموزش ما ضعیف بود و گفتیم که عجله کردیم، گفتیم نیرو از ما لو رفته و نمی دانستیم پنج الی شش مطلب نوشتیم. یعنی نوشتیم ترتیب در نیروها و آموزش ضعیف بود و کیفیت نیروها هم پایین بوده و از این صحبت ها. برای اولین بار ما طعم تقریباً ناکامی را در اینجا [جنوب منطقه عملیات] چشیدیم، این قضیه گذشت و تمام شد.»
در ادامه، غلامعلی رشید گزارش مختصری از عملیات های فتح المبین و بیت المقدس به عنوان دو عملیات بزرگ دوره آزادسازی ارائه و برخی جنبه های این دو عملیات را ذکر کرد، سپس اشاره مختصری به عملیات رمضان کرد که عملیات موفقی نبوده است.
بررسی دلایل موفقیت نیروهای مسلح ایران پس از متوقف شدن پیشروی ارتش عراق در خاک ایران، بحث بعدی غلامعلی رشید بود، وی دراین باره گفت:
«حالا اگر بیاییم و ببینیم که علت موفقیت ما چه بوده است، ما به این مسئله می رسیم که دشمن وقتی پیشروی در داخل خاک ما کرده بود، این خط را ما می گوییم که صاف است دیگر و این به جناح های هفتاد کیلومتر، شصت کیلومتر، سی کیلومتر، بیست کیلومتر تبدیل شده بود و اینکه یک جناح محسوب می شد یا این شکل که به این شکل بیست و دو کیلومتر توی عمق می رفت [از کارون عبور می کرد]، ما از دشمن جناح داشتیم و جناح هم عامل موفقیت ما بوده است و می توانیم بگوییم که اصل را به این شکل تعیین کنیم که ما از دشمن جناح داشتیم و عقبه های دور و عقبه های دشمن در دسترس ما یا نزدیک ما بود؛ یعنی این لشکر٣ زرهی که از مقر لشکر در شرهانی، بگذریم که روزهای اول جنگ مقر لشکر٣ زرهی عراق تا حدود دو الی سه ماه پس از جنگ، زیر یکی از این پل ها در تپه های "علی گره زد" بود و پس از آن آمد جمع کرد و آمدند در شرهانی، مقر اداری لشکر هم اینجا بود، حالا نمی دانم که تاکتیکی اش کجا بود، و این از این می آمد از پل عین خوش و تا جسر نادری عبور می کردند و به نیروهایش غذا می داد و مهمات می آورد و.... یعنی درست در عقبه این لشکر ما تا شصت کیلومتر در پشت عقبه می توانستیم با ده کیلومتر آمدن پایین هشت کیلومتر، ده کیلومتر پیشروی عقبه اش را ببندیم. اینجا دشمن که از اینجا راه افتاده بود و می آمد اگر پانزده کیلومتر با قدرت می آمدیم عقبه لشکر١ را می بستیم. پس عقبه هایش در دسترس ما بود، این هم مسئله ای دیگر است یا در تک طریق القدس دشمن هم که از تنگه چزابه می آمد تا اینجا دراز می شد و ما هم با این فلش راحت عقبه اش را بستیم یا با همین فلش هایی که لشکر١١ آمده بود تا مارد و تا داخل خرمشهر ما با این حرکت می توانستیم عقبه این لشکر را ببندیم و جناح از دشمن گرفتیم، یعنی از این جا، از نقطه درسه تا اینجا، تا نقطه پاسگاه زید، این یک جناح از لشکر٥ و ٦ بود و این جناح هم آن قدر خطرناک بود که اینها سریع تصمیم گرفتند و برگشتند.
زمانی که به این محوطه در ثامن الائمه(ع) حمله می کردیم می دانستیم که استعداد دشمن فوقش یک گردان اضافه می شود و یا یک تیپ١٠ زرهی بود که جابه جایش می کرد، به هرحال اینجا استعداد لشکر٣ بود، یک تیپ٦ زرهی، تیپ ٨ مکانیزه و تیپ٤٤ پیاده بود به علاوه گردان های مستقلی که داشت. یعنی راحت ما می دانستیم که با نیروی