آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٩٦
دو معمول را انكار نمائيم گويا اصل فعل را انكار كرديم.
و الانكار امّا للتوبيخ: انكار انواعى دارد مانند توبيخى، ابطالى و ... انكار توبيخى جائى است كه ما بعد ادات استفهام واقع است ولى بجاآورنده آن ملامت ميشود مانند «أعصيت ربك» يعنى آيا نافرمانى پروردگار خود مينمائى. يعنى عصيان و گناه واقع شده ولى زشت و ناروا است.
و ما يقال انّه: بعضى گفتهاند در اين مثال همزه براى تقرير است.
اگر اينطور باشد بهمان معنى تحقيق و تثبيت خواهد بود.
او لا ينبغى ان يكون: گاهى انكار توبيخى مربوط بزمان آينده ميشود. باين معنى كه هركس انجامدهنده آن باشد مورد ملامت و سرزنش خواهد بود. مانند «أتعصى ربك» يعنى گناهى كه ميخواهى بعد از اين مرتكب شوى سزاوار نيست كه از تو صادر شود.
او للتكذيب فى الماضى: يكى از انواع انكار كه ابطالى يا تكذيبى ناميده ميشود مربوط بآن است كه مابعد همزه واقع نشده و هركس ادعاى وقوع نمايد كاذب است مانند «أفاصفيكم ربّكم بالبنين» اين جمله بكسى گفته ميشود كه معتقد است خداوند دختران را بعنوان ملائكه براى خود برگزيده و پسران را براى مردم قرار داده. بوسيله انكار ابطالى ميگوئيم اينطور نيست و كسيكه اين ادعا را نمايد كاذب است. انكار ابطالى نيز دو قسم است: گاهى براى ابطال و تكذيب در زمان ماضى است مانند همين مثال، و گاهى در زمان مستقبل. باين معنى كه اگر كسى چنين اعتقادى نسبت بزمان آينده داشته باشد عقيدهاش باطل و كذب خواهد بود. مانند قول خداوند متعال