آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٧٨
فالاولى ان يعلّل: شارح ميگويد اينك كه دليل مصنف مخدوش شد. بايد بگوئيم علت ممتنع بودن واو در مضارع مثبت اينست كه بر وزن اسم فاعل است لفظا و بتقدير اسم فاعل است معنا. منظور شارح از هموزن بودن فعل مضارع با اسم فاعل. وزن عروضى است كه در آنجا جنس حركات و سكنات مطرح است نه چيز ديگر.
بنابراين ضارب بر وزن يضرب است و يكتب بر وزن كاتب. و اينكه فعل مضارع بتقدير اسم فاعل است معنا از آنجهت كه جائنى زيد يكتب بتأويل كاتب برده ميشود. ضمنا بايد دانست كه «اولى» در عبارت شارح معنى تفضيلى ندارد. بلكه بمعنى سزاوار است چون دليل مصنف مخدوش بود.
و اما ما جاء: هرگاه در جملات عربى فعل مضارع مثبت حال شود و رابط آن واو باشد. بايد اين جمله را بتأويل اسميّه ببريم و بگوئيم قبل از فعل مضارع مبتدائى حذف شده.
و ذات بدء بمضارع ثبت
حوت ضميرا و من الواو خلت
و ذات واو بعدها انو مبتدا
له المضارع اجعلّن مسندا
معنى مثال اينست: ايستادم در حالى كه ميزدم بصورت او.
و معنى شعر چنين: پس چونكه ترسيدم من از اسلحه آنها خودم را نجات دادم درحالتىكه بگرو نهادم مالك را. در آن جمله «اصّك وجهه» و در شعر «ارهنهم مالكا» حال است. در هردو مورد «انا» بعنوان مبتدا در تقدير است.
آيه «لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ» بعنوان نظير از قرآن مجيد ذكر شده و تقدير آن «و انتم قد تعلمون» است. ولى حق اينست