آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٨
بريزم بجاى آن تفكّر مىكنم.
زيرا غم و اندوه و ضعف مرا فانى گردانيد و در من غير از خيالات چيزى باقى نگذاشته بطوريكه اگر بخواهم گريه كنم و پلكهاى چشمم را فشار بدهم بجاى اشك از چشمم فكر و خيال مىريزد. پس بكاء اول اشك است و بكاء دوم تفكر. بكاء دوم صلاحيت براى تفسير نمودن بكاء اول را ندارد. چنانكه اگر بگوئيم «لو شئت ان تعطى درهما اعطيت در همين» نمىشود مفعول اعطيت اول را بقرينه مفعول فعل دوم حذف كرد. زيرا مفعولها متفاوتند. پس چون قرينه براى حذف مفعول شئت نبود ذكر شد نه بجهت عجيب بودن آن.
شيخ عبد القاهر نيز شعر را اينگونه معنى كرده نه آنطوريكه صدر الافاضل گفته بود.
فالبكاء الذى اراد: شارح مىگويد: بكاء اول يعنى «ابكى» مطلق و مبهم است. باين كلام او ايراد گرفتهاند باينكه بكاء اول مطلق و مبهم نيست. بلكه بكاء حقيقى است. و بكاء دوم بكاء تفكرى است. مگر اينكه كلام شارع را توجيه كنيم و بگوئيم چون مفعول «ابكى» ذكر نشده اين بكاء ظاهرا مبهم است. بكاء حقيقى است.
و ممّا ذكر فى هذا المقام: مصنف گفته بود: شعر شاعر «ليس منه» يعنى از جاهائى نيست كه حذف مفعول بخاطر عجيب بودن آن باشد. بعضى در اثر عدم دقت و تأمل ضمير «منه» را بحذف مفعول براى بيان بعد الابهام برگردانيدهاند. و بحث را روى مفعول «ابكى» قرار دادهاند و گفتهاند مفعول ابكى براى اختصار حذف شده نه براى بيان بعد الابهام.