آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٨٤
خصوصيات اين سه جمله از اين قرار است كه جمله اول اسمية الصدر و العجز است و دلالت بر دوام و ثبوت مىكند. و ابدا فعل در كلام نيست. جمله دوم فعليّه است كه دلالت بر حدوث دارد. جمله سوم صدر آن اسمى و آخر آن فعلى است و روى قاعده بعد از هل فعل حذف شده كه انتم فاعل آن بوده و تشكرون مفسّر آن فعل است و بهمين جهت تأكيد را مىفهماند. پس درواقع اين جمله نيز فعليّه است كه دلالت بر حدوث دارد. بين اين سه جمله، جمله دوم مطابق قانون هل است و جمله اول كاملا با قانون هل مخالف است. با آنكه در قرآن مجيد آمده بهبينيم روى چه اسلوب و قاعدهاى است؟
لانّ ابراز ما: انسان بليغ و فصيح اگر كلامى برخلاف قاعده بيآورد. بايد دقت كامل نمود تا نكته خلاف قاعده آوردن او را فهميد.
در «فهل انتم شاكرون» بايد جمله فعليه ميآورديم ولى اسميه آورديم براى آنكه جمله فعليه دلالت بر حدوث مىكند ولى جمله اسميّه افاده دوام و ثبوت دارد و علاوه بر اين جمله فعليه حصول در زمان گذشته را بيان مىكند و جمله اسميّه حصول در زمان حال را بطور مستمرّ.
و گويا متكلم بليغ با آوردن جمله اسميه مىفهماند كه من علاقه بسيار بحصول خواسته خود دارم. بطوريكه آنرا حاصل شده ميدانم مثلا «فهل انت مطعم لى» غير از «فهل تطعمنى» است. جمله اول مىفهماند كه من خيلى گرسنهام، اما جمله دوم نمىفهماند گرسنه بودن را. همينطور جمله «هل انت آت لى بناء» مىفهماند كه متكلم بىاندازه سرما خورده. البته اينطور كلمات كه ظاهرش خلاف قاعده است اگر غير بليغ بگويد غلط است. ولى از بليغ پسنديده است چون